باسلام وتبریک سال جدید1402
باسلام خدمت همه دوستان وعزیزان
باشلوغی های روزانه ونبود ویا کمبود زمان وپیشرفت ارتباطات ،وبلاگ نویسی کم رنگ تر شده است.
سلام
رمضان المبارک
باسلام
ایام ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)
اينجا ديار گريه كن ها از قديم است
دولت سراي حضرت عبدالعظيم است
صاحب لواي اين حرم شاهي كريم است
تنها پناه بي پناهان اين حريم است
با لطف اين آقا گدا عبد خدا شد
هرسائلي در اين حرم حاجت روا شد
بوي حسن دارد ضريح دل ربايش
قربان رنگ سبز اين گلدسته هايش
اينجا غمي ديرينه دارد گريه هايش
اين سرزمين خيلي گران باشد بهايش
اين خاك را وعده به يك نامرد دادند
داغ حسين را بر دل زهرا نهادند
شبهاي جمعه نيمه شبها تا سپيده
بر روي اسرارش خدا پرده كشيده
از راه مي آيد زني قد خميده
لب ميگذارد روي حلقوم بريده
فريادهاي يا بني پا بگيرد
حيدر بيايد بازوي زهرا بگيرد
روضه نميخواهد تني كه سر ندارد
قربان آن آقا كه انگشتر ندارد
يك تكه اي سالم همه پيكر ندارد
جايي براي بوسه ي مادر ندارد
گيسوي خود را ريخته روي گلويش
مادر بود اينگونه شكل گفتگويش
گويد بنيّ يا بنيّ يا بنيّ
برخيز آمد مادرت زهرا بنيّ
ديدم خودم در عصر عاشورا حسين جان
افتاده بودي زير دست و پا بنيّ
من بي وضو موي تو را شانه نكردم
حالا به دنبال سرت بايد بگردم
از تشنگي لبهاي عطشانت به هم خورد
تركيب ابروها و چشمانت به هم خورد
از شدت ضربه دو دندانت به هم خورد
آيه آيه نذر قرآنت به هم خورد
راه تو را در گودي گودال بستند
بر پيكر تو نيزه ها را مي شكستند
اجرا شده توسط حاج منصور ارضی در دعای کمیل 4 بهمن حرم حضرت عبدالعظیم(ع)
برگرفته از سایت دوستداران حاج منصور ارضی
آخرین نامه یا وصیتنامه شهید عباس ملک حسینی
بسم الله الرحمن الرحیم
سلامی که ازسرزمین اسلام است . سرزمینی که به امامت عشق می ورزد ، سرزمینی که صبحگاهش شفق خونین است و غروبش خون شهیدان ، سرزمین حسین ویارانش ،ظهرش مارا یاد ظهر عاشورا ، شب حمله اش ، شب عاشورا ، نماز جماعتش نماز ظهر حسین ، جوانانش اکبرها و قاسم ها پیر مردهایش مسلم بن عوسجه را فرماندهانش عباس را یاد مامی اندازد . ازمکانی که کفربا اسلام می جنگد ، ازمردمی که اصحاب حسینند ، زنانش زینب مایند و مادرانش پرطاقت وصبوروراضی به رضای خدا . خانواده ی عزیزم این سطور را زمانی برایتان می نویسم ومی فرستم که دیگراز دشمن زبون هیچ باکی نداریم ، وقتی خدا یار ماست و تصمیم بر پیروزی ما گرفته است زمانی که تصمیم به حمله گرفته ایم ، حمله ای که به نابودی کامل کفر و پیروزی اسلام می انجامد . پیروزی آن نصیب ایران و مستضعفین من الولدان و النساء و غیره می شود . ان شاء اللّه به یاری حق مابر کفر پیروز می شویم . شما را به صبر و استقامت دعوت می کنم و پاداش شما نزد خداست . مادر و پدر را اصلاً ناراحت نکنید که خدا وظیفه ی سنگینی برعهده ی ما درباره ی والدین گذاشته است . هیچ برای من ناراحت نباشید و فقط مرا همگی دعاکنید و از همگی التماس دعا دارم . والسلام
عباس ملک حسینی
شهید عباس ملک حسینی
نام : عباس ملک حسینی نام پدر : احمد
محّل تولد : کربلا تاریخ تولد : 1340
تاریخ شهادت : 1360 محّل شهادت : غرب سرپل ذهاب
محّل دفن : اراک بهشت زهرا قطعه یک کربلا،همچنان جاری است

کسانى که ربا میخورند به روایت قرآن کریم سوره بقره آیات 275 و 276
بسم الله الرحمن الرحیم
الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبَا لاَ یَقُومُونَ إِلاَّ کَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىَ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ﴿۲۷۵﴾
یَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَیُرْبِی الصَّدَقَاتِ وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ کُلَّ کَفَّارٍ أَثِیمٍ ﴿۲۷۶﴾
کسانى که ربا میخورند، (از گور) برنمیخیزند مگر مانند برخاستن کسى که شیطان بر اثر تماس، آشفتهسرش کرده است. این بدان سبب است که آنان گفتند: (داد و ستد صرفاً مانند رباست.) و حال آنکه خدا داد و ستد را حلال و ربا را حرام گردانیده است . پس هر کس اندرزى از جانب پروردگارش بدو رسید و (از رباخوارى) باز ایستاد آنچه گذشته، از آنِ اوست، و کارش به خدا واگذار میشود، و کسانى که (به رباخوارى) باز گردند، آنان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.(۲۷۵)
خدا از (برکت) ربا میکاهد، و بر صدقات میافزاید، و خداوند هیچ ناسپاس گناهکارى را دوست نمیدارد.(۲۷۶)
شیعه
احادیث این بخش با توجه به منابع ذکر شده در نرم افزار "جامع الاحادیث نور" بازبینی و به روز شده اند.
|
آداب و سنن پیامبر گرامى اسلام(3)
از جمله سنن و آداب آن حضرت در امر نظافت و نزاهت
1- و از جمله سنن و آداب آن حضرت در امر نظافت و نزاهت یكى این است كه آن حضرت بنا به نقل صاحب كتاب مكارم الاخلاق وقتى مىخواست موى سر و محاسن شریف خود را بشوید با سدر مىشست. (58)
2- و در جعفریات به سند خود از جعفر بن محمد از آباى گرامش از على(ع) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا(ص) همیشه موى خود را شانه می زد و اغلب با آب شانه مىكرد و مىفرمود: آب براى خوشبو كردن مؤمن كافى است. (59)
3- و در كافى به سند خود از ابى عبدالله (ع) نقل كرده كه فرمود: یكى از سنتها گرفتن ناخن ها است.
4- و در فقیه مىگوید: روایت شده كه یكى از سنتها، دفن كردن مو و ناخن و خون است. (60)
5- و نیز به سند خود از محمد بن مسلم نقل مىكند كه از حضرت ابى جعفر از خضاب پرسید، آن جناب فرمود: رسول خدا(ص) همواره خضاب می كرد. (61)
6- و در كتاب مكارم است كه رسول خدا(ص) همواره روغن به بدن خود مىمالید. (62)
7- و در فقیه مىگوید: على(ع) فرموده: ازاله موى زیر بغل بوى بد را از انسان زایل مىسازد، علاوه بر این كه هم پاكیزگى است و هم از سنتهایى است كه رسول خدا (ص) به آن امر فرموده است. (63)
8- و در كتاب مكارم الاخلاق مىگوید: براى رسول خدا(ص) سرمه دانى بود كه هر شب با آن سرمه به چشم مىكشید، و سرمهاش سرمه سنگ بود. (64)
9- و در كافى به سند خود از ابى اسامه از ابى عبدالله (ع) نقل كرده كه فرمود: از سنن مرسلین یكى مسواك كردن دندانها است. (65)
10- و در فقیه به سند خود از على (ع) نقل كرده كه در حدیث "اربع مائة ـ چهار صد كلمه" خود فرمود:و مسواك كردن باعث رضاى خدا و از سنت پیغمبر(ص) و مایه خوشبوئى و پاكیزگى دهان است.(66)
اخبار درباره عادت داشتن رسول خدا(ص) به مسواك و سنت قرار دادن آن از طریق شیعه و سنى بسیار زیاد است.
11- و در فقیه مىگوید امام صادق(ع) فرمود: چهار چیز از اخلاق انبیاء است: 1 ـ عطر زدن 2 ـ ازاله کردن موهای زائد 3 ـ نوره كشیدن ... . (67)
12- و كافى به سند خود از عبدالله بن سنان از ابى عبدالله (ع) نقل كرده كه فرمود:براى رسول خدا(ص) مُشك دانى بود كه بعد از هر وضویى آن را با دست تر مىگرفت و در نتیجه هر وقت كه از خانه به بیرون تشریف مىآورد از بوى خوشش شناخته مىشد كه رسول الله (ص) است.(68)
13- و در كتاب مكارم مىگوید: هیچ عطرى عرضه به آن جناب نمىشد مگر آن كه خود را با آن خوشبو مىكرد و مىفرمود: بوى خوشى دارد و حملش آسان است، و اگر هم خود را با آن خوشبو نمىكرد سر انگشت خود را به آن گذاشته و از آن مىچشید. (69)
14- و نیز در آن كتاب مىنویسد: رسول خدا(ص) با عود خود را بخور می داد. (70)
15- و در كتاب ذخیرة المعاد است كه: مشك را بهترین و محبوبترین عطرها مىدانست. (71)
16- و در كافى به سند خود از اسحاق طویل عطار از ابى عبدالله (ع) روایت كرده كه فرمود : رسول خدا(ص) بیش از آن مقدارى كه براى خوراك خرج مىكرد براى عطر پول مىداد. (72)
17- و نیز در كافى به سند خود از ابى عبدالله (ع) نقل كرده كه فرمود:
امیرالمؤمنین(ع) فرموده: عطر به شارب زدن از اخلاق انبیاء و احترام به كرام الكاتبین است. (73)
18- و نیز به سند خود از سكن خزاز نقل كرده كه گفت: شنیدم امام صادق (ع) مىفرمود: بر هر بالغى لازم است كه در هر جمعه شارب و ناخن خود را چیده و مقدارى عطر استعمال كند. (74)
19- و در فقیه به سند خود از اسحاق بن عمار از ابى عبدالله (ع) نقل كرده كه فرمود: اگر در روز عید فطر براى رسول خدا(ص) عطر مىآوردند اول به زنان خود مىداد. (75)
20- و در كتاب مكارم است كه رسول خدا(ص) به انواع روغنها خود را روغن مالى مىفرمود، و نیز فرمود: آن جناب بیشتر با روغن بنفشه روغن مالى مىفرمود، و مىگفت، این روغن بهترین روغن است. (76)
آداب آن جناب در سفر
1- و از جمله آداب آن حضرت در سفر ـ به طورى كه در فقیه به سند خود از عبدالله سنان از ابى جعفر(ع) نقل كرده ـ این بود كه: آن جناب بیشتر در روز پنج شنبه مسافرت مىكرد. (77)
و در این معنا احادیث بسیارى است.
2- و در كتاب امان الاخطار و كتاب مصباح الزائر آمده است كه صاحب كتاب عوارف المعارف گفته: رسول خدا هر وقت مسافرت می رفت پنج چیز با خود برمىداشت: 1 ـ آئینه 2 ـ سرمه دان 3 ـ شانه 4 ـ مسواك 5 ـ و در روایت دیگرى دارد كه مقراض را هم همراه خود مىبرد. (78)
این روایت را در كتاب مكارم و جعفریات نیز نقل كرده است.
3- و در كتاب مكارم از ابن عباس نقل كرده كه گفت: رسول خدا (ص) وقتى راه مىرفت طورى با نشاط مىرفت كه به نظر مىرسید خسته و كسل نیست. (79)
4- و در فقیه به سند خود از معاویة بن عمار از ابى عبدالله (ع ) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا(ص) در سفر هر وقت از بلندی ها سرازیر مىشد مىگفت: "لا اله الا الله" و هر وقت بر بلندی ها بالا مىرفت مىگفت: "الله اكبر". (80)
5- و در كتاب لب اللباب تالیف قطب روایت شده كه رسول خدا (ص) از هیچ منزلى كوچ نمىكرد مگر این كه در آن منزل دو ركعت نماز مىخواند و مىفرمود: این كار را براى این مىكنم كه این منازل به نمازى كه در آنها خواندهام شهادت دهند. (81)
6- و در كتاب فقیه مىگوید: رسول خدا(ص) وقتى با مؤمنین خدا حافظى مىفرمود مىگفت : خداوند تقوا را زاد و توشه شما قرار دهد، و به هر خیرى مواجهتان سازد و هر حاجتى را از شما برآورده كند و دین و دنیاى شما را سالم و ایمن سازد و شما را به سلامت و با غنیمت فراوان برگرداند. (82)
روایات درباره دعاى آن جناب در مواقع خداحافظى اشخاص مختلف است، لیكن با همه اختلافى كه دارد نسبت به دعاى به سلامت و غنیمت همه متفقند.
7- و در كتاب جعفریات به سند خود از جعفر بن محمد از آباى گرامش از على (ع) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا(ص) به اشخاصى كه از مكه مىآمدند مىفرمود: خداوند عبادتت را قبول و گناهانت را بیامرزد و در قبال مخارجى كه كردى به تو نفقه (روزى) دهد. (83)
روایاتى در باره آداب حضرتش در پوشاك و متعلقات آن
1- و از جمله آداب آن حضرت در پوشیدنىها و متعلقات آن یكى همان است كه غزالى در كتاب احیاء العلوم نقل كرده كه: رسول خدا(ص) هر قسم لباسى كه برایش فراهم می شد مىپوشید، چه لنگ، چه عبا، چه پیراهن، چه جبه و امثال آن، و از لباس سبز رنگ خوشش مىآمد، و بیشتر لباس سفید مىپوشید و مىفرمود:
زنده هاى خود را سفید بپوشانید و مردههاى خود را هم در آن كفن كنید، و بیشتر اوقات قبائى را كه در جوف آن لایه داشت مىپوشید، چه در جنگ و چه در غیر آن، و براى آن حضرت قبائى بود از سندس كه وقتى آن را مىپوشید از شدت سفیدى به زیبائیش افزوده مىشد، و تمامى لباسهایش تا پشت پایش بلند بود، و إزار را روى همه لباسها مىپوشید و آن تا نصف ساق پایش بود. و همواره پیراهنش را با شال مىبست و چه بسا در نماز و غیر نماز كمربند آن را باز مىكرد، و آن حضرت عبائى داشت كه با زعفران رنگ شده بود، و بسیار اتفاق مىافتاد كه تنها همان را به دوش گرفته و با مردم به نماز مىایستاد، كما این كه بسیار مىشد كه تنها یك كساء مىپوشید ، و براى آن حضرت كسائى بود كه بار لائیش پشم بود و آن را مىپوشید و مىفرمود:
من هم بندهاى هستم و لباس بندهها را مىپوشم، علاوه بر این، دو جامه دیگر هم داشت كه مخصوص روز جمعه و نماز جمعهاش بود، و بسیار اتفاق مىافتاد كه تنها یك سرتا سرى مىپوشید بدون جامه دیگر و دو طرف آن را در بین دو شانه خود گره می زد، و غالبا با آن سرتا سرى بر جنازهها نماز می خواند و مردم به آن جناب اقتدا مىكردند، و چه بسا در خانه هم تنها با یك إزار نماز مىخواند و آن را به خود مىپیچید و گوشه چپ آن را به شانه راست و گوشه راستش را به شانه چپ مىانداخت. و چه بسا نماز شب را با إزار اقامه مىكرد و آن طرفش را كه طره داشت به دوش مىافكند و با این حالت نماز مىگذاشت، و نیز آن حضرت كساء سیاه رنگى داشت كه آن را به كسى بخشید، ام سلمه پرسید: پدر و مادرم فدایت باد كساء سیاه شما چه شد؟ فرمود : به دیگرى پوشاندمش، ام سلمه عرض كرد هرگز زیباتر از سفیدى تو در سیاهى آن كسا ندیدم .
انس مىگوید: خیلى از اوقات آن حضرت را مىدیدم كه نماز ظهر را با ما، در یك شمله (قطیفه كوچك) مىخواند در حالتى كه دو طرفش را گره زده بود، رسول خدا (ص) همیشه انگشتر به دست مىكرد، و بسیار مىشد كه از خانه بیرون مىآمد در حالى كه نخى به انگشترى خود بسته بود تا به آن وسیله به یاد كارى كه مىخواست انجام دهد بیافتد، و با همان انگشتر نامهها را مُهر مىكرد و مىفرمود مهر كردن نامهها بهتر است از تهمت، خیلى از اوقات شب كلاه، در زیر عمامه و یا بدون عمامه به سر مىگذاشت و خیلى از اوقات آن را از سر خود برمىداشت و به عنوان ستره (84) پیش روى مىگذاشت و به طرف آن نماز مىكرد، و چه بسا كه عمامه به سر نداشت تنها شالى به سر و پیشانى خود مىپیچید، رسول خدا (ص) عمامهاى داشت كه آن را "سحاب" مىگفتند، و آن را به على(ع) بخشید، و گاهى كه على(ع) آن را به سر مىگذاشت و مىآمد رسول خدا (ص) مىفرمود على دارد با "سحاب" مىآید.
همیشه لباس را از طرف راست مىپوشید و مىگفت: "الحمد لله الذى كسانى ما اوارى به عورتى و اتجمل به فى الناس؛ حمد خدائى را كه مرا به چیزى كه خود را به آن پنهان كنم و خود را در بین مردم به آن زینت دهم پوشانید" و وقتى لباسى از تن خود بیرون مىكرد از طرف چپ آن را از تن خارج مىنمود، و هر وقت لباسى نو مىپوشید، لباس كهنهاش را به فقیرى مىداد و مىگفت: هیچ مسلمانى نیست كه با لباس كهنه خود مسلمانى را بپوشاند و جز براى خدا نپوشاند مگر این كه آنچه را كه از او پوشانیده از خودش در ضمانت خدا و حرز و خیر او خواهد درآمد، هم در دنیا و هم در آخرت.
و آن حضرت زیراندازى از پوست داشت كه بار آن از لیف خرما بود، و در حدود دو ذراع طول و یك ذراع و یك وجب عرض داشت، و عبائى داشت كه آن را هر جا كه مىخواست بنشیند دو تا كرده و زیرش مىگسترانیدند، و غالبا روى حصیر مىخوابید.
و از عادت آن جناب یكى این بود كه براى حیوانات و همچنین اسلحه و اثاث خود اسم ـ مىگذاشت، اسم پرچمش"عقاب" و اسم شمشیرى كه با آن در جنگها شركت مىفرمود " ذو الفقار" بود، شمشیر دیگرش "مخذم" و دیگرى"رسوب" و یكى دیگر" قضیب" بود، و قبضه شمشیرش به نقره آراسته بود، و كمربندى كه غالبا مىبست از چرم و سه حلقه نقره بان آویزان بود، اسم كمان او"كتوم" و اسم جعبه تیرش"كافور" و اسم ناقهاش "عضباء" و اسم استرش "دلدل" و اسم مرکبش " یعفور" و اسم گوسفندى كه از شیرش مىآشامید "عینه" بود، ظرفی از سفال داشت كه مخصوص وضو گرفتن و آشامیدن آب بود و مردم چون مىدانستند كه ظرف آن جناب مخصوص وضو و آشامیدنش است از این رو كودكان را به عنوان تیمن و تبرك مىفرستادند تا از آن بیاشامند و از آب آن به صورت و بدن خود بمالند، بچهها هم بدون پروا از آن جناب چنین مىكردند. (85)
2- و در كتاب عوالى است كه روایت شده: رسول خدا(ص) عمامه سیاهى داشت كه گاهى به سر مىگذاشت و با آن نماز مىخواند. (86)
روایت شده كه بلندى عمامه آن جناب به قدرى بود كه سه دور و یا پنج دور به سرش پیچیده می شد.
3- و در كتاب خصال به سند خود از على(ع) نقل مىكند كه در ضمن حدیث "چهار صد كلمه" فرموده : لباس پنبهاى بپوشید كه لباس رسول خدا(ص) است، چه آن جناب لباس پشمى و مویى نمىپوشیدند مگر به جهت ضرورت. (87)
این روایت از صدوق نیز بدون ذكر سند نقل شده و همچنین صفوانى آن را در كتاب التعریف نقل كرده و با همین روایت معنا روایتى كه قبلا گذشت كه آن جناب لباس پشم مىپوشید روشن مىشود و منافاتى هم بین آن دو نیست.
4- و در فقیه به سند خود از اسماعیل بن مسلم از امام صادق(ع) از پدرش (ص) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا(ص) عصاى كوچكى داشت كه در پائین آن آهن به كار برده شده بود، و آن جناب به آن عصا تكیه مىكرد و در نماز عید فطر و عید اضحى آن را به دست مىگرفت. (88)
این روایت را صاحب جعفریات نیز نقل كرده است.
5- و در كافى به سند خود از هشام بن سالم از ابى عبدالله (ع) نقل كرده كه فرمود: انگشتر رسول خدا(ص) از نقره بود. (89)
6- و در آن كتاب به سند خود از ابى خدیجه نقل كرده كه گفت: امام صادق (ع) فرمود: نگین انگشتر باید كه مدور باشد همانطور كه نگین رسول خدا (ص) چنین بود. (90)
7- و در خصال به سند خود از عبد الرحیم بن ابى البلاد و از ابى عبدالله(ع) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا(ص) دو انگشتر داشت به یكى از آنها نوشته بود:
"لا اله الا الله محمد رسول الله" و به دیگرى نوشته بود: "صدق الله". (91)
8- و نیز در آن كتاب به سند خود از حسین بن خالد از ابى الحسن ثانى(ع) نقل مىكند كه در ضمن حدیثى فرمود: رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین و حسن و حسین و همه ائمه معصومین(ع) همیشه انگشتر را به دست راست خود مىكردند. (92)
9- و از جمله آداب آن حضرت درباره مسكن و متعلقات آن یكى همان مطلبى است كه ابن فهد در كتاب التحصین خود گفته كه: رسول خدا(ص) از دنیا رفت در حالتى كه خشتى روى خشت نگذاشت. (93)
10- و در كتاب لب اللباب مىگوید: امام(ع) فرمود: مسجد مجالس انبیاء است. (94)
11- و از كتاب العدد القویة تالیف شیخ على بن الحسن بن المطهر برادر مرحوم علامه حلى (رحمة الله علیه) از حضرت خدیجه(ع) نقل شده كه فرمود: رسول خدا (ص) وقتى به خانه وارد مىشد ظرف آب مىخواست و براى نماز تطهیر مىكرد، آنگاه برمىخاست دو ركعت نماز كوتاه و مختصر اقامه مىكرد، سپس بر فراش خود قرار مىگرفت. (95)
12- و در كافى به سند خود از عباد بن صهیب نقل كرده كه گفت از امام صادق (ع) شنیدم كه مىفرمود:رسول خدا(ص) هیچ وقت بر دشمن شبیخون نمىزد.(96)
13- و در كتاب مكارم مىگوید: فراش رسول خدا(ص) عبائى بود، و متكایش از پوست و بار آن لیف خرما، شبى همین فراش را تا نمودند و زیر بدنش گستردند و آن جناب راحت تر خوابید. صبح وقتى از خواب برخاست فرمود: این فراش امشب مرا از نماز بازداشت، از آن پس دستور داد فراش مزبور را یك تا برایش بگسترانند، و فراش دیگرى از چرم داشت كه بار آن لیف، و هم چنین عبائى داشت كه به هر جا نقل مكان مىداد آن را برایش دو طاقه فرش مىكردند. (97)
14- و نیز در كتاب مكارم از حضرت ابى جعفر(ع) نقل كرده كه فرمود: هیچ وقت رسول خدا(ص) از خواب بیدار نشد مگر آن كه بلافاصله براى خدا به سجده مىافتاد. (98)
15- و از جمله آداب آن جناب در امر زنان و فرزندان است كه در رساله محكم و متشابه سید مرتضى(علیه الرحمه) است، چه نامبرده به سندى كه به تفسیر نعمانى دارد از على (ع) نقل كرده كه فرمود: جماعتى از اصحاب، زنان و غذا خوردن در روز و خواب در شب را بر خود حرام كرده بودند، ام سلمه داستانشان را براى رسول خدا(ص) نقل كرد، حضرت برخاسته و نزد آنان آمد و فرمود: آیا به زنان بى رغبتید؟ من نیز همسر دارم و در روز هم غذا مىخورم و در شب هم مىخوابم و اگر كسى از این سنت من دورى كند از من نخواهد بود... (99)
این معنا در كتب شیعه و سنى به طرق زیادى نقل شده است.
16- و نیز در آن كتاب به سند خود از" بكار بن كردم" و عده بسیارى دیگر از ابى عبدالله (ع) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا(ص) فرمود: روشنى چشم من در نماز... قرار داده شده است. (100)
17- و در تفسیر عیاشى از حسین بن بنت الیاس نقل مىكند كه گفت: از حضرت رضا (ع) شنیدم كه مىفرمود: خداوند شب را و زنان را براى آرامش و آسایش قرار داده، و تزویج در شب و اطعام طعام، از سنت پیغمبر است. (101)
18- و در خصال به سند خود از على(ع) نقل می كند كه در ضمن حدیث (چهار صد كلمه) فرمود: بچههاى خود را در روز هفتم ولادت عقیقه كنید و به سنگینى موى سرشان نقره به مسلمانى صدقه دهید رسول خدا(ص) هم درباره حسن و حسین(ع) و سایر فرزندانش چنین كرد. (102)
آداب آن حضرت در خوردنی ها و آشامیدنىها
1- و از جمله آداب آن حضرت در خوردنی ها و آشامیدنی ها و متعلقات سفره یكى آنست كه در كتاب كافى آن را به سند خود از هشام بن سالم و غیر او از ابى عبدالله (ع) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا(ص) هیچ چیزى را دوست تر از این نمىداشت كه دائما گرسنه و از خدا خائف باشد. (103)
2- و در كتاب احتجاج به سند خود از موسى بن جعفر از آباى گرامیش از امام حسین (ع) حدیث طویلى نقل كرده كه همه، جوابهائى است كه على(ع) در پاسخ سؤالات مردى یهودى از اهل شام مىداده، در ضمن مىرسد به اینجا كه یهودى از امیرالمؤمنین(ع) پرسید: مردم مىگویند عیسى مردى زاهد بوده آیا همینطور است؟
حضرت فرمود: آرى چنین است ولیكن محمد(ص) از همه انبیاء زاهد تر بود، زیرا هیچ وقت سفرهاى از طعام برایش چیده نشد و هرگز نان گندم نخورد و از نان جو هم هیچ وقت شكمش سیر نشد و سه شبانه روز گرسنه مىماند. (104)
3- و در امالى صدوق از عیص بن قاسم روایت شده كه گفت: خدمت حضرت صادق(ع) عرض كردم حدیثى از پدرت روایت شده كه فرمود: رسول خدا (ص) از نان گندم سیر نشد، آیا این روایت صحیح است. فرمود: نه، زیرا رسول خدا(ص) اصلا نان گندم نخورد، و از نان جو هم یك شكم سیر نخورد. (105)
4- و در كتاب دعوات قطب روایت شده كه رسول خدا(ص) در حال تكیه غذا نخورد مگر یك مرتبه كه آن هم نشست و از در معذرت گفت: بارالها من بنده و رسول توام. (106)
این معنا را كلینى و شیخ به طریق زیادى نقل كردهاند و هم چنین صدوق و برقى و حسین بن سعید نیز در كتاب زهد آورده اند.
پىنوشت ها:
58- مكارم الاخلاق، ص 32.
59- جعفریات، ص 156.
60- من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 74، ح 94.
61- من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 69،ح 53.
62- مكارم الاخلاق، ص 35.
63- من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 68، ح 264.
64- مكارم الاخلاق، ص 34.
65- كافى، ج 3، ص 23، ح 2.
66- وسائل الشیعة، ج 1، ص 351، ح 33، از محاسن برقى نقل مىكند.
67- من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 77، ح 120.
68- كافى، ج 6، ص 515، ح 3.
69- مكارم الاخلاق، ص 34.
70- مكارم الاخلاق، ص 34.
71- این مضمون در بحار، ج 16، ص 26، ح 150 / فروع كافى، ج 6، ص 515، احادیث متعددى است.
72- كافى، ج 6، ص 512، ح 18.
73- كافى، ج 6، ص 510، ح 5.
74- كافى، ج 6، ص 511، ح 10.
75- من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 113.
76- مكارم الاخلاق، ص 33.
77- من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 173، ح 3.
78- مستدرك الوسائل، ج 1، ص 58 و به نقل پاورقى سنن النبى علامه در فصل اول مصباح الزائر و المكارم ج 1 ص 36. و در كافى ج 6 ص 15 به این مضمون.
79- مكارم الاخلاق، ص 22.
80- من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 179، ح 1.
81- به نقل پاورقى سنن النبى در المحاسنف ص 173/ در عوارف المعارف، ص 135.
82- من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 180، ح 2.
83- جعفریات، ص 75.
84- ستره(بضم سین) چیزى را گویند كه وقت خواندن نماز پیش روى مىگذارند، مانند عصا و غیر آن.
85- احیاء العلوم، ج 7، ص 130.
86- مستدرك، ج 1، ص 203، ح 5.
87- خصال صدوق، ص 612.
88- من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 323، ح 2.
89- كافى، ج 6، ص 468، ح 1.
90- كافى، ج 6، ص 468، ح 4.
91- خصال صدوق، ص 61.
92- مستدرك، ج 1، ص 229.
93- مستدرك الوسائل، ج 1، ص 245، ح 1.
94- مستدرك الوسائل، ج 1، ص 227، ح 18.
95- بحارالانوار، ج 16، ص 80.
96- كافى، ج 5، ص 28، ح 3.
97- مكارم الاخلاق، صص 38 و 39.
98- همان.
99- مستدرك، ج 2، ص 530.
100- كافى، ج 5، ص 320، ح 1، ص 321 ح 7.
101- تفسیر عیاشى، ج 1، ص 371.
102- خصال صدوق، ج 2، ص 619.
103- كافى، ج 8، ص 129، ح 99.
104- احتجاج طبرسى، ج 1، ص 335.
105- بحار، ج 16، ص 243/ از مكارم الاخلاق، ص 28.
106- مستدرك الوسائل، ج 3، ص 83، ح 5.
آداب و سنن پیامبر گرامى اسلام(2)
روایاتى چند درباره پاره اى از سنن و آداب آن حضرت در معاشرت
1- و در كتاب ارشاد دیلمى است كه:
رسول خدا (ص) لباس خود را خودش وصله مىزد، و كفش خود را خود مىدوخت، و گوسفند خود را مىدوشید، و با بردگان هم غذا مىشد،و بر زمین مىنشست و بر مرکب سوارمىشد و دیگرى را هم پشت سر خود بر آن سوار مىكرد، و حیا مانعش نمىشد از این كه مایحتاج خود را خودش از بازار تهیه كرده به سوى اهل خانهاش ببرد، به توانگران و فقرا دست مىداد و دست خود را نمىكشید تا طرف دست خود را بكشد،به هر كس مىرسید چه توانگر و چه درویش و چه كوچك و چه بزرگ سلام می داد، و اگر چیزى تعارفش مىكردند آن را تحقیر نمىكرد اگر چه یك خرماى پوسیده بود، رسول خدا(ص) بسیار خفیف المؤنه و كریم الطبع و خوش معاشرت و خوش رو بود، و بدون این كه، بخندد همیشه تبسمى بر لب داشت، و بدون این كه چهرهاش در هم كشیده باشد همیشه اندوهگین به نظر مىرسید، و بدون این كه از خود ذلتى نشان دهد همواره متواضع بود، و بدون این كه اسراف بورزد سخى بود،بسیار دل نازك و نسبت به همه مسلمانان مهربان بود، هرگز به نوعی که سیر شود غذا نخورد، و هرگز دست طمع به سوى چیزى دراز نكرد. (29)
2- و در كتاب مكارم الاخلاق روایت شده كه:
رسول الله (ص) عادتش این بود كه خود را در آینه ببیند و سر و روى خود را شانه زند و چه بسا این كار را در برابر آب انجام مىداد و گذشته از اهل خانه، خود را براى اصحابش نیز آرایش مىداد و مىفرمود:
خداوند دوست دارد كه بندهاش وقتى براى دیدن برادران از خانه بیرون مىرود خود را آماده ساخته؛ آرایش دهد. (30)
3- و در كتابهاى علل و عیون و مجالس به اسنادش از حضرت رضا از پدران بزرگوارش(ع) نقل كرده كه رسول الله (ص) فرمود: من از پنج چیز دست برنمىدارم تا بمیرم:
1ـ روى زمین و با بردگان غذا خوردن.
2ـ بر مرکب ساده سوار شدن.
3 ـ به دست خود بز دوشیدن.
4 ـ لباس پشمینه پوشیدن.
5 ـ و به كودكان سلام كردن .براى این دست برنمىدارم كه امتم نیز بر آن عادت كنند و این خود سنتى شود براى بعد از خودم. (31)
4-و در كتاب فقیه از على (ع) روایت شده كه به مردى از بنى سعد فرمود:
آیا تو را از خود و از فاطمه حدیث نكنم ـ تا آنجا كه فرمود ـ پس صبح شد و رسول الله (ص) بر ما وارد شد در حالى كه من و فاطمه هنوز در بستر خود بودیم، فرمود: سلام علیكم، ما از جهت این كه در چنین حالى بودیم شرم كرده، جواب سلامش نگفتیم، بار دیگر فرمود: السلام علیكم باز ما جواب ندادیم، بار سوم فرمود: السلام علیكم اینجا بود كه ترسیدیم اگر جواب نگوئیم آن جناب مراجعت كنند چرا که عادت آن حضرت چنین بود كه سه نوبت سلام مىكرد اگر جواب مىشنید و اذن مىگرفت داخل مىشد و گرنه برمىگشت، از این جهت ناچار گفتیم: و علیك السلام یا رسول الله، درآى، آن حضرت بعد از شنیدن این جواب داخل شد... .(32)
5- و در كتاب كافى بسند خود از ربعى بن عبد الله از ابى عبدالله (ع ) نقل كرده كه فرمود : رسول خدا (ص) به زنان هم سلام مىكرد و آنها سلامش را جواب مىدادند. (33)
6- و نیز در كافى به سند خود از حضرت عبد العظیم بن عبدالله حسنى نقل كرده كه ایشان بدون ذكر سند از رسول خدا(ص) نقل كرده و گفته كه آن حضرت سه نوع مىنشست: یكى" قرفصاء " ـ و آن عبارت از این بود كه ساقهاى پا را بلند مىكرد و دو دست خود را از جلو بر آنها حلقه مىزد و با دست راست بازوى چپ و با دست چپ بازوى راست را مىگرفت، دوم این كه دو زانوى خود و نوك انگشتان پا را به زمین مىگذاشت، سوم این كه یك پا را زیر ران خود گذاشته و پاى دیگر را روى آن پهن می كرد و هرگز دیده نشد كه چهار زانو بنشیند. (34)
7- و در كتاب مكارم الاخلاق از كتاب نبوت از على (ع) نقل كرده كه فرمود: هیچ دیده نشد كه رسول خدا(ص) با كسى مصافحه كند و او جلوتر از طرف دست خود را بكشد، بلكه آن قدر دست خود را در دست او نگه می داشت تا او دست آن جناب را رها سازد، و هیچ دیده نشد كه كسى با پر حرفى خود مزاحم آن حضرت شود و او از روى انزجار سكوت كند، بلكه آن قدر حوصله به خرج مىداد تا طرف ساكت شود و هیچ دیده نشد كه در پیش روى كسى كه در خدمتش نشسته پاى خود را دراز كند، و هیچ وقت مخیر بین دو چیز نشد مگر این كه آن کاری که دشوارتر بود را اختیار مىفرمود، و هیچ وقت در ظلمى كه به او می شد به مقام انتقام در نیامد، مگر این كه محارم خدا هتك شود كه در این صورت خشم مىكرد و خشمش هم براى خداى تعالى بود، و هیچ وقت در حال تكیه كردن غذا میل نفرمود تا از دنیا رحلت كرد، و هیچ وقت چیزى از او درخواست نشد كه در جواب بگوید: "نه"، و حاجت هیچ حاجتمندى را رد نكرد بلكه عملا یا به زبان به قدرى كه برایش میسور بود آن را برآورده می ساخت،نمازش در عین تمامیت ازهمه نمازها سبك تر و خطبهاش از همه خطبهها كوتاهتر بود، و مردم، آن جناب را به بوى خوشى كه از او به مشام مىرسید مىشناختند، و وقتى با دیگران بر سر یك سفره مىنشست اولین كسى بود كه شروع به غذا خوردن مىكرد، و آخرین كسى بود كه از غذا دست مىكشید، و همیشه از غذاى جلو خود میل مىفرمود، و وقتى چیزى مىآشامید آشامیدنش با سه نفس بود، و آن را مىمكید و مثل پارهاى از مردم نمىبلعید، و دست راستش اختصاص داشت براى خوردن و آشامیدن، و جز با دست راست چیزى نمىداد و چیزى نمىگرفت، رسول خدا با دست راست كار كردن را در جمیع كارهاى خود دوست مىداشت حتى در لباس پوشیدن و كفش به پا كردن و موى شانه زدنش.
و وقتى دعا مىفرمود سه بار تكرار مىكرد، و وقتى تكلم مىفرمود در كلام خود تكرار نداشت و اگر اذن دخول مىگرفت سه بار تكرار مىنمود، كلامش همه روشن بود به طورى كه هر شنوندهاى آن را مىفهمید، وقتى تكلم مىكرد چیزى شبیه نور از بین ثنایایش - دندان های ثنای ایشان - بیرون مىجست، و اگر آن جناب را مىدیدى مىگفتى افلج (35) است و حال آن كه چنین نبود، نگاهش همه به گوشه چشم بود، و هیچ وقت با كسى مطالبى را كه خوش آیند آن كس نبود در میان نمىگذاشت، وقتى راه مىرفت گویى از كوه سرازیر مىشد و بارها مىفرمود بهترین شما خوش اخلاقترین شما است، هیچ وقت طعم چیزى را مذمت نمىكرد، و آن را نمىستود، اهل علم و اصحاب حدیث در حضورش نزاع نمىكردند، و هر دانشمندى كه موفق به درك حضورش شد این معنا را گفت كه من به چشم خود احدى را نه قبل از او و نه بعد از او نظیر او ندیدم. (36)
8- و در كتاب كافى به سند خود از جمیل بن دراج از ابى عبدالله (ع) نقل كرده كه فرمود : رسول خدا (ص) نگاههاى زیر چشمى خود را در بین اصحابش به طور مساوى تقسیم كرده بود به این معنا كه به تمام آنان به یك جور نظر مىانداخت و همه را به یك چشم مىدید، و نیز فرمود:هیچ اتفاق نیافتاد كه آن جناب پاى خود را در مقابلاصحابش دراز كند،و اگر مردى با او مصافحه مىكرد دست خود را از دست او بیرون نمىكشید و صبر مىكرد تا طرف دست او را رها سازد، از همین جهت وقتى مردم این معنا را فهمیدند هر كس با آن جناب مصافحه مىكرد دست خود را مرتباً به طرف خود مىكشید تا آن كه از دست آن حضرت جدا مىكرد. (37)
9- و در كتاب مكارم الاخلاق مىگوید، رسول خدا(ص) هر وقت حرف مىزد در حرف زدنش تبسم مىكرد. (38)
10-و نیز از یونس شیبانى نقل مىكنند كه گفت امام ابى عبدالله (ع) به من فرمود: چطور است شوخى كردنتان با یكدیگر؟ عرض كردم خیلى كم است، فرمود چرا با هم شوخى نمىكنید؟ شوخى از خوش اخلاقى است و تو با شوخى مىتوانى در برادر مسلمانت مسرتى ایجاد كنى،رسول خدا (ص) همواره با اشخاص شوخى مىكرد، و مىخواست تا بدین وسیله آنان را مسرور سازد.(39)
11- و نیز در آن كتاب از ابى القاسم كوفى در كتاب اخلاق خود از امام صادق (ع) روایت كرده كه فرمود: هیچ مؤمنى نیست مگر این كه از شوخى بهرهاى دارد، رسول الله (ص) هم با اشخاص شوخى مىكرد، ولى در شوخی هایش جز حق نمىگفت. (40)
12- و در كافى به سند خود از معمر بن خلاد نقل كرده كه گفت از حضرت ابى الحسن سؤال كرد كه قربانت شوم، انسان با مردم رفت و آمد دارد، مردم مزاح مىكنند، مىخندند، تكلیف چیست؟ فرمود، عیبى ندارد اگر نباشد، و من گمان مىكنم مقصود آن جناب از جمله "اگر نباشد" این بود كه اگر فحش نباشد، آنگاه فرمود:مردى اعرابى به دیدن رسول الله مىآمد و برایش هدیه مىآورد و همان جا به عنوان شوخى مىگفت پول هدیه ما را مرحمت كن. رسول خدا هم مىخندید و وقتى اندوهناك مىشد مىفرمود: اعرابى چه شد كاش مىآمد.(41)
13- و در كافى به سند خود از طلحة بن زید از امام ابى عبدالله (ع) روایت كرده كه فرمود: رسول خدا(ص) بیشتر اوقات رو به قبله مىنشست. (42)
14- و در كتاب مكارم مىگوید: رسول خدا (ص) رسمش این بود كه وقتى مردم، بچههاى نو رسیده خود را به عنوان تبرك خدمت آن جناب مىآوردند، آن حضرت براى احترام خانواده آن كودك، وى را در دامن خود مىگذاشت و چه بسا بچه در دامن آن حضرت بول مىكرد و كسانى كه مىدیدند ناراحت شده و سر و صدا راه مىانداختند، آن حضرت نهیبشان مىكرد. و طورى رفتار مىكرد كه خانواده كودك احساس نمىكردند كه آن جناب از بول بچهشان متاذى شد تا در پى كار خود مىشدند، آن وقت برمىخاست و لباس خود را مىشست. (43)
15- و نیز در همان كتاب روایت شده كه رسول خدا(ص) را رسم چنین بود كه اگر سوار بود هیچ وقت نمىگذاشت كسى پیاده همراهیش كند یا او را سوار در ردیف خود مىكرد و یا مىفرمود تو جلوتر برو و در هر جا كه مىگویى، منتظرم باش تا بیایم. (44)
16- و نیز از كتاب اخلاق ابى القاسم كوفى نقل مىكند كه نوشته است: در آثار و اخبار چنین آمده كهرسول خدا(ص) براى خود از احدى انتقام نگرفت، بلكه هر كسى كه آزارش مىكرد عفو مىفرمود.(45)
17- و نیز در مكارم الاخلاق مىنویسد كهرسم رسول خدا(ص) این بود كه اگر كسى از مسلمین را سه روز نمىدید جویاى حالش مىشد، اگر مىگفتند سفر كرده حضرت دعاى خیر براى او مىفرمود، و اگر مىگفتند منزل است به زیارتش مىرفت و اگر مىگفتند مریض است عیادتش مىفرمود.(46)
18- و نیز از انس نقل مىكند كه گفت: من نُه سال خدمتگزارى رسول خدا را كردم و هیچ به یاد ندارم كه در عرض این مدت به من فرموده باشد چرا فلان كار را نكردى، و نیز به یاد ندارم كه در یكى از كارهایم خرده گیرى كرده باشد. (47)
19- و در كتاب احیاء العلوم مىگوید انس گفته: به آن خدایى كه رسول الله (ص) را به حق مبعوث كرد، هیچگاه نشد كه مرا در كارى كه كردم و او را خوش نیامد عتاب كرده باشد كه چرا چنین كردى، نه تنها آن جناب مرا مورد عتاب قرار نداد بلكه اگر هم زوجات او مرا ملامت مىكردند مىفرمود متعرضش نشوید مقدر چنین بوده است. (48)
20- و نیز در آن كتاب از انس نقل كرده كه گفت: هیچ یك از اصحاب و یا دیگران آن حضرت را نخواند مگر این كه در جواب مىفرمود:" لبیك". (49)
21- و نیز از او نقل كرده كه گفت اصحاب خود را همیشه براى احترام و به دست آوردن دلهایشان به كنیههایشان مىخواند، و اگر هم كسى كنیه نداشت خودش براى او كنیه مىگذاشت. مردم هم او را به كنیهاى كه آن جناب برایش گذاشته بود صدا مىزدند. و هم چنین زنان اولاد دار و بى اولاد و حتى بچهها را كنیه مىگذاشت و بدین وسیله دلهایشان را به دست مىآورد. (50)
22- و نیز در آن كتاب است كه رسول خدا(ص) را رسم این بود كه هر كه بر او وارد مىشد تشك خود را زیرش مىگسترانید و اگر شخص وارد مىخواست قبول نكند اصرار مىكرد تا بپذیرد. (51)
23- و در كافى به اسناد خود از عجلان نقل كرده كه گفت: من در حضور حضرت صادق(ع) بودم كه سائلى به در خانهاش آمد، آن حضرت برخاست و از ظرفى كه در آن خرما بود هر دو دست خود را پر كرده و به فقیر داد، چیزى نگذشت سائل دیگرى آمد، و آن جناب برخاست و مشتى خرما به او داد، سپس سائل سومى آمد حضرت برخاست و مشتى خرما نیز به او داد، باز هم چیزى نگذشت سائل چهارمى آمد، این بار حضرت برخاست و به مرد سائل فرمود: خدا ما و شما را روزى دهد؟ آنگاه به من فرمود: رسم رسول خدا(ص) چنین بود كه احدى از او از مال دنیا چیزى درخواست نمىكرد مگر این كه آن حضرت می دادش، تا این كه روزى زنى پسرى را كه داشت نزد آن حضرت فرستاد و گفت از رسول خدا چیزى بخواه اگر در جوابت فرمود چیزى در دست ما نیست بگو پس پیراهنت را به من ده، امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) پیراهن خود را در آورد و جلوى پسر انداخت ( در نسخه دیگرى دارد پیراهن خود را كند و به او داد) خداى تعالى با آیه:"لا تجعل یدك مغلولة الى عنقك ولا تبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا ـ دست خود را بسته به گردن خود مكن، و آن را به كلى هم باز مكن تا این چنین ملامت شده و تهى دست شوى"، آن جناب را به میانه روى در انفاق سفارش کرده است. (52)
24- و نیز در آن كتاب به سند خود از جابر از ابى جعفر(ع) روایت كرده كه فرمود: رسول خدا(ص) هدیه را قبول مىكرد و لیكن صدقه نمىخورد. (53)
25ـ و نیز در آن كتاب از موسى بن عمران بن بزیع نقل كرده كه گفت: به حضرت رضا(ع) عرض كردم فدایت شوم مردم چنین روایت مىكنند كه رسول خدا (ص) وقتى به دنبال كارى مىرفت از راهى كه رفته بود برنمىگشت، بلكه از راه دیگرى مراجعت مىفرمود، آیا این روایت صحیح است و رسول خدا(ص) چنین می كرد؟ آن حضرت در جواب فرمود: آرى من هم خیلى از اوقات چنین مىكنم تو نیز چنین كن، آنگاه به من فرمود: بدان كه این عمل براى رسیدن به رزق نزدیك تر است. (54)
26- و در كتاب اقبال به سند خود از ابى عبدالله (ع) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا(ص) همیشه بعد از طلوع آفتاب از خانه بیرون مىآمد. (55)
27- و در كافى به سند خود از عبدالله بن مغیره از كسى كه براى او نقل نموده روایت كرده كه گفت:رسول خدا (ص) وقتى وارد منزلى می شد در نزدیكترین جا، نسبت به محل ورود مىنشست. (56)
این روایت را سبط طبرسى هم در كتاب المشكوة خود از كتاب محاسن و كتبى دیگر نقل كرده است. (57)
پی نوشت ها:
29- ارشاد دیلمى، ط بیروت، ج 1، ص 115.
30- مكارم الاخلاق، ص 34.
31- علل الشرایع، ص 130.
32- من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 211، ح 32.
33- كافى، ج 2، ص 148، ح 1.
34- كافى، ج 2، ص 661، ح 1.
35- افلج كسى است كه میان دندانهاى بالاى او فاصله زیاد باشد.
36- مكارم الاخلاق، ص 23.
37- كافى، ج 2، ص 671، ح 1.
38- مكارم الاخلاق، ص 21.
39- مكارم الاخلاق، ص 21.
40- مكارم الاخلاق، ص 21/ مستدرك الوسائل، ج 2، ص 76، ح 3.
41- كافى، ج 2، ص 663، ح 1.
42- كافى، ج 2، ص 661، ح 4.
43- مكارم الاخلاق، ص 25.
44- مكارم الاخلاق، ص 22.
45- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 87، ح 11.
46- مكارم الاخلاق، ص 19.
47- مكارم الاخلاق، ص 16.
48- احیاء العلوم، ج 7، ص 112.
49- احیاء العلوم، ج 7، ص 145، ولى در اینجا(از انس) نیست.
50- احیاء العلوم، ج 7، ص 115.
51- احیاء العلوم، ج 7، ص 114.
52- كافى، ج 4، ص 55، ح 7.
53- كافى، ج 5، ص 143، ح 7.
54- كافى، ج 5، ص 314، ح 41.
55- كتاب اقبال، ص 281، سطر 10.
56- كافى، ج 2، ص 662، ح 6.
57- مشكوة الانوار، ص 204، فصل 6، ب 4، ط دار الكتب الاسلامیة / بحارالانوار، ج 16، ط جدید، ص 240.
پیغمبر اکرم محمد رسول الله(ص)
از عالم سرآمد،مولا یا محمد
تو ختم رسولانی،پرچمدار ایمانی
بر قلبت ز یزدان،نازل گشته قرآن
رحمان و رحیم من،راه مستقیم من
از نور ولایت،ای جانم فدایت
ای آرامش دلها،مولا یا اباالزهرا
حمد و قدر و کوثر،ای خورشید محشر
ای عالم فقیر تو،جنت در مسیر تو
من با تو زهیرم،عاقبت به خیرم
هستم نور عین تو،عاشق حسین تو
در شور و نوایم،اهل کربلایم
حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم
احادیث این بخش با توجه به منابع ذکر شده در نرم افزار "جامع الاحادیث نور" بازبینی و به روز شده اند.
|
چهل حدیث از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)
احادیث این بخش با توجه به منابع ذکر شده در نرم افزار "جامع الاحادیث نور" بازبینی و به روز شده اند.
چهل حدیث از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)
1- ِ ثَلَاثٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ فَهُوَ مُنَافِق : ْ إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِذَا اؤْتُمِنَ خَان
نشان منافق سه چيز است : 1 - سخن به دروغ بگويد . 2 - از وعده تخلف كند .3 - در امانت خيانت نمايد .تحف العقول ص 316
2- لَا يَنَالُ شَفَاعَتِي مَنْ أَخَّرَ الصَّلَاةَ بَعْدَ وَقْتِهَا
کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهد رسیدمحاسن ص 80
3- أبغض الحلال الي الله الطلاق .
منفورترين چيزهاي حلال در پيش خدا طلاق است .نهج الفصاحه ص 157 ، ح 16
4- ِ خَيْرُ الْأَصْحَابِ مَنْ قَلَّ شِقَاقُهُ وَ كَثُرَ وِفَاقُه .
بهترین یاران کسی است که ناسازگاریش اندک باشد و سازگاریش بسیارتنبیه الخواطر معروف به مجموعه ورام ج 2 ، ص 123
5- ابن آدم إذا أصبحت معافى في جسدك آمنا في سربك عندك قوت يومك فعلى الدّنيا العفاء
فرزند آدم وقتي تن تو سالم است و خاطرت آسوده است و قوت يك روز خويش راداري ، جهانگر مباش .نهج الفصاحه ص 159 ، ح 23
6-ابن آدم عندك ما يكفيك و تطلب ما يطغيك ابن آدم لا بقليل تقنع و لا بكثير تشبع
فرزند آدم ، آنچه حاجت تو را رفع كند در دسترس خود داري و در پي آنچه تو را به طغيان وا مي دارد روز ميگذاري ، به اندك قناعت نميكني و از بسيار سير نمي شوي .نهج الفصاحه ص 159 ، ح 24
7- مَنْ رَدَّ عَنْ عِرْضِ أَخِيهِ الْمُسْلِمِ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ الْبَتَّة
هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب شود.ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ص 145 - الجعفریات(الاشعثیات) ص 198
8- اتّق دعوة المظلوم فإنّما يسأل اللَّه تعالى حقّه و إنّ اللَّه تعالى لا يمنع ذا حق حقّه
از نفرين مظلوم بپرهيز زيرا وي به دعا حق خويش را از خدا ميخواهد و خدا حق را از حق دار دريغ نمي دارد .نهج الفصاحه ص 161 ، ح 35
9- اتقوا الحجر الحرام في البنيان فانه اساس الخراب
از استعمال سنگ حرام در ساختمان بپرهيزيد كه مايه ويراني است .نهج الفصاحه ص 162 ، ح 38
10- الْعِبَادَةُ سَبْعُونَ جُزْءً أَفْضَلُهَا جُزْءً طَلَبُ الْحَلَال
عبادت هفتاد جزء است و بالاترین و بزرگترین جزء آن کسب حلال است.مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ج 13 ، ص 12 ، ح 14585
11- اتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّه
از فراست مؤمن بترسيد كه چيزها را با نور خدا مي نگرد .کافی(ط-الاسلامیه) ج 1 ، ص 218 ، ح 3
12- اتّقوا الدّنيا فو الّذي نفسي بيده إنّها لأسحر من هاروت و ماروت.
از دنيا بپرهيزيد ، قسم به آن كس كه جان من در كف اوست كه دنيا ازهاروت و ماروت ساحرتر است .نهج الفصاحه ص 163 ، ح 44 {شبیه این حدیث در مجموعه ورام ج 1 ، ص 131}
13- اتقوا دعوة المظلوم فإنها تصعد الي السماء كأنها شرارة
از نفرين مظلوم بترسيد كه چون شعله آتش بر آسمان ميرود .نهج الفصاحه ص 163 ، ح 47
14- لِكُلِّ شَيْءٍ زَكَاةٌ وَ زَكَاةُ الْأَبْدَانِ الصِّيَام
براى هر چیزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.كافى(ط-الاسلامیه) ج 4، ص 62
15- اثنان يعجلهما الله في الدنيا البغي و عقوق الوالدين .
دو چيز را خداوند در اين جهان كيفر ميدهد : تعدي ، و ناسپاسي پدر و مادر .نهج الفصاحه ص 165 ، ح 58
16-أجرؤكم على قسم الجدّ أجرؤكم على النّار
هر كس از شما در خوردن قسم جديتر است به جهنم نزديكتر است .نهج الفصاحه ص 166 ، ح 64
17- أجملوا في طلب الدنيا فإن كلا ميسر لما خلق له .
در طلب دنيا معتدل باشيد و حرص نزنيد ، زيرا به هر كس هر چه قسمت اوست مي رسد .شرح فارسی شهاب الاخبار ص 320 ، ح 518
18- هُوَ شَهْرٌ أَوَّلُهُ رَحْمَةٌ وَ أَوْسَطُهُ مَغْفِرَةٌ وَ آخِرُهُ الْإِجَابَةُ وَ الْعِتْقُ مِنَ النَّار
رمضان ماهى است كه ابتدایش رحمت است و میانهاش مغفرت و پایانش آزادى از آتش جهنم.كافى(ط-الاسلامیه) ج 4، ص 67 - بحار الانوار(ط-بیروت) ج 93 ، ص 342 ، ح 14
19- احب الاعمال الي الله الصلاة لوقتها ثم بر الوالدين ثم الجهاد في سبيل الله
بهترين كارها در نزد خدا نماز به وقت است ، آنگاه نيكي به پدر و مادر ، آنگاه جنگ در راه خدا .نهج الفصاحه ص 167 ، ح 70
20- أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ الْأَتْقِيَاءُ الْأَخْفِيَاء
محبوبترين بندگان در پيش خدا پرهيزگاران گمنامند .مجموعه ورام ج 1 ، ص 5
21- انَّ الدینارَ وَ الدُّرهَمَ اَهْلَكا مَنْ كانَ قَبلكُمْ و هُما مُهْلِكاكُمْ.
همانا دینار و درهم پیشینیان شما را به هلاكت رساند و همین دو نیز هلاك كننده شماست.کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 316 ، ح 6
22- احب الاعمال الي الله أدومها و ان قل .
محبوبترين كارها در پيش خدا كاريست كه دوام آن بيشتر است ، اگر چه اندك باشد .نهج الفصاحه ص 167 ، ح 73
23- أحبّ الأعمال إلى اللَّه من أطعم من جوع أو دفع عنه مغرما أو كشف عنه كربا
بهترين كارها در پيش خدا آن است كه (بينوايي را)سير كنند ، يا قرض او رابپردازند يا زحمتي را از او دفع نمايند .نهج الفصاحه ص 168 ، ح 76
24- لَا فَقْرَ أَشَدُّ مِنَ الْجَهْلِ وَ لَا مَالَ أَعْوَدُ مِنَ الْعَقْل
هیچ تهیدستی سخت تر از نادانی و هیچ مالی سودمندتر از عقل نیست .کافی(ط-الاسلامیه) ج 1 ، ص 25 و 26 ، ح 25 - محاسن ص 17 - تحف العقول ص 6
25- احب الاعمال الي الله حفظ اللسان
بهترين كارها در پيش خدا نگهداري زبان است .نهج الفصاحه ص 168 ، ح 78
26- أحبّ الجهاد إلى اللَّه كلمة حقّ تقال لإمام جائر
بهترين جهادها در پيش خدا سخن حقي است كه به پيشواي ستمكار گويند .نهج الفصاحه ص 168 ، ح 80
27- أَحَبُّ الطَّعَامِ إِلَى اللَّهِ مَا كَثُرَتْ عَلَيْهِ الْأَيْدِي
بهترين غذاها در پيش خدا آن است كه گروهي بسيار بر آن بنشيند .نهج الفصاحه ص 169 ، ح 82
28- احب اللهو الي الله تعالي إجراء الخيل و الرمي .
بهترين بازيها در پيش خدا اسب دواني و تيراندازي است .نهج الفصاحه ص 169 ، ح 83
29- طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَلَا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ بُغَاةَ الْعِلْم
طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، همانا خدا جویندگان علم را دوست دارد.کافی(ط-الاسلامیه) ج 1 ، ص 30 ، ح 1
30- احب الله تعالي عبدا سمحا اذا باع وسمحا اذا اشتري و سمحا اذا قضي و سمحا اذا اقتضي .
خداوند بندهاي را كه به هنگام خريد و هنگام فروش و هنگام دريافت سهلانگار است دوست دارد .نهج الفصاحه ص 169 ، ح 85
31- أَحَبُّ عِبَادِ اللَّهِ إِلَى اللَّهِ أَنْفَعُهُمْ لِعِبَادِه .
از جمله بندگان آن كس پيش خدا محبوبتر است كه براي بندگان سودمندتر است .تحف العقول ص 49 - نهج الفصاحه ص 169 ، ح 86
32- أحثوا التراب في وجوه المداحين .
بر چهره ستايشگران ، خاك بيفشانيد .نهج الفصاحه ص 170 ، ح 91
33- أَحْزَمُ النَّاسِ أَكْظَمُهُمْ لِلْغَيْظ
آنكه در فرو بردن خشم از ديگران بيشتر است ، از همه كس دور انديشتر است .من لا یحضره الفقیه ج 4 ، ص 396 - امالی(صدوق) ص 21
34- اختبروا الناس بأخدانهم ، فإن الرجل يخادن من يعجبه
مردم را از معاشرانشان بشناسيد ، زيرا كند هم جنس با هم جنس پرواز .نهج الفصاحه ص 173 ، ح 106
35- اخوف ما أخاف علي امتي الهوي و طول الامل .
بر امت خويش بيش از هر چيز از هوس و آرزوي دراز بيم دارم .خصال ص 51
36- ادْعُوا اللَّهَ وَ أَنْتُمْ مُوقِنُونَ بِالْإِجَابَةِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَجِيبُ دُعَاءً مِنْ قَلْبِ غَافِلٍ لَاهٍ.
خدا را بخوانيد و به اجابت دعاي خود يقين داشته باشيد و بدانيد كه خداوند دعارا از قلب غافل بي خبر نمي پذيرد .بحارالانوار(ط-بیروت) ج 90 ، ص 321
37- ادني أهل النار عذابا ينتعل بنعلين من نار يغلي دماغه من حرارة نعليه .
از مردم جهنم آنكه عذابش از همه آسانتر است دو كفش آتشين بپا دارد كه مغزوي از حرارت كفشهايش به جوش ميآيد .نهج الفصاحه ص 176 ، ح 121
38- ادني جبذات الموت بمنزلة مائة ضربة بالسيف .
آسانترين كشش هاي مرگ مانند صد ضربت شمشير است .نهج الفصاحه ص 176 ، ح 122
39- إذا ابتلي أحدكم بالقضاء بين المسلمين فلا يقض و هو غضبان و ليسوّ بينهم في النّظر و المجلس و الإشارة.
اگر يكي از شما به كار قضاوت ميان مسلمانان دچار شود بايد به هنگام غضب ازقضاوت خودداري كند و ميان ارباب دعوا در نگاه و نشيمنگاه و اشاره تفاوتي نگذارد .نهج الفصاحه ص 176 ، ح 125
40- اذا أحب الله عبدا حماه الدنيا كما يظل أحدكم يحمي سقيمه الماء .
وقتي خداوند بندهاي را دوست دارد ، دنيا را از او منع ميكند چنانكه شما مريض خويش را از نوشيدن آب منع ميكنيد .نهج الفصاحه ص 179 ، ح 137
و خدایی که در این نزدیکی است...
رسول گرامی اسلام با توجه به این نکته فرمود: «قول الرجل للمراة انی احبک لا یذهب من قلبها ابدا؛
مردی که به زنش بگوید: من ترا دوست دارم، [اثر این سخن] هرگز از دل زن بیرون نمی رود.»
طبق
آموزه های اسلام، سلام کردن با صدای رسا و واضح و با آهنگی عاطفی و جذاب
موجب تقویت روابط بین زن و شوهر خواهد شد. سلام با لحنی عاطفی، کینه ها را
از بین برده، روحیه ها را تقویت کرده و دل ها را به هم نزدیک می نماید.
سلام دادن به جمع خانواده و به ویژه زن و شوهر به یکدیگر، نشاط آور و فرح
بخش است.
امام صادق علیه السلام فرمود: «یسلم الرجل اذا دخل علی اهله
(7) ؛ وقتی شوهر به خانه وارد می شود باید به اعضای خانواده (به ویژه
همسرش) سلام کند.»
صدا کردن با بهترین نام
صدا
کردن همسر با نامی که بیشتر دوست دارد، در ایجاد انس و الفت در میان زوجین
تاثیر به سزایی خواهد داشت. پیامبر گرامی اسلام توصیه فرموده است که برای
افزایش مهر و صفا در میان مسلمانان، همدیگر را با نام زیبا و محترمانه صدا
بزنند:
«ثلاث یضفین ود المرء لاخیه المسلم یلقاه بالبشر اذا لقیه و یوسع له فی المجلس اذا جلس الیه و یدعوه باحب الاسماء الیه؛ (6)
سه چیز دوستی و محبت بین دو مسلمان را افزایش داده [و صفا و صمیمیت را در میان آن ها تقویت می کند:
1. هنگام ملاقات، با خوشرویی و چهره ای گشاده برخورد کند.
2. اگر می خواهد در کنار او بنشیند برایش جا باز کند.
3. به بهترین نامی که دوست دارد او را صدا بزند.»
اظهار علاقه و ابراز محبت
زوج
جوانی که با هم پیمان زناشویی می بندند، معمولا بر مبنای علاقه درونی و
عشق پاکی است که به یکدیگر دارند. اما آنچه که در اسلام تاکید شده و بنیان
خانواده را تقویت می کند و محبت و الفت را میان زوج جوان افزایش می دهد
اظهار و ابراز آن است.
امام صادق علیه السلام می فرماید:
«اذا احببت رجلا فاخبره بذلک فانه اثبت للمودة بینکما؛ (8)
هرگاه شخصی را دوست داشتی، دوستی خود را به او اعلام کن، زیرا این عمل انس و الفت را بین شما پایدارتر می کند.»
البته
ابراز محبت از طرف خانم ها نسبت به شوهرشان از ویژگی خاصی برخوردار است.
امام صادق علیه السلام در روایتی به خانم های مسلمان توصیه می کند که نه
تنها به شوهران خود اظهار محبت نمایند، بلکه اظهار علاقه آنان، همراه با
دلربایی باشد.
«ولا غنی بالزوجة فیما بینها و بین زوجها الموافق لها عن ثلاث خصال... و اظهار العشق له بالخلابة والهیئة الحسنة لها فی عینه؛ (9)
زن
برای موفقیت در زندگی مشترک با همسر خویش از مراعات سه چیز ناگزیر است...
[که از جمله آن ها] اظهار عشق و محبت به همراه طنازی و دلربائی و جلوه گری
برای شوهر محبوب خویش است.»
* مردی به محضر رسول خداصلی الله علیه وآله آمده و عرضه داشت:
«ان
لی زوجة اذا دخلت تلقتنی و اذا خرجت شیعتنی و اذا راتنی مهموما قالت لی:
ما یهمک؟ ان کنت تهتم لرزقک فقد تکفل لک به غیرک و ان کنت تهتم لامر آخرتک
فزادک الله هما.
فقال رسول الله صلی الله علیه وآله: ان لله عمالا و هذه من عماله، لها نصف اجر الشهید؛ (10)
یا
رسول الله! من همسری دارم که هرگاه وارد خانه شوم به استقبالم می آید و
چون می خواهم از منزل بیرون روم مرا بدرقه می کند. هر گاه مرا اندوهگین
ببیند می گوید: چه چیز تو را اندوهگین کرده؟ اگر برای مخارج زندگی ات
ناراحتی، مطمئن باش که دیگری (خداوند) عهده دار آن است (و با داشتن چنین
ضامن معتبری که روزی تو را تضمین کرده، تو نباید اندوهگین باشی) و اگر برای
آخرت [و گرفتاری های قبر و قیامت] غصه می خوری، خداوند اندوهت را زیاد
کند. (و باید چنین باشی.)
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: خداوند [در
روی زمین] کارگزارانی دارد و این زن یکی از آن ها است. برای او نصف پاداش
شهید می باشد.»
* مردی به محضر رسول خداصلی الله علیه وآله آمده و عرضه داشت:
«ان
لی زوجة اذا دخلت تلقتنی و اذا خرجت شیعتنی و اذا راتنی مهموما قالت لی:
ما یهمک؟ ان کنت تهتم لرزقک فقد تکفل لک به غیرک و ان کنت تهتم لامر آخرتک
فزادک الله هما.
فقال رسول الله صلی الله علیه وآله: ان لله عمالا و هذه من عماله، لها نصف اجر الشهید؛ (10)
حضرت علی علیه السلام در مورد بانوی بانوان و همسر نمونه تاریخ می فرماید:
«فوالله
ما اغضبتها و لا اکرهتها من بعد ذلک علی امر حتی قبضهاالله عزوجل الیه و
لا اغضبتنی و لا عصت لی امرا، و لقد کنت انظر الیها فتکشف عنی الغموم و
الاحزان بنظری الیها؛ (11)
به خدا سوگند بعد از ازدواج با فاطمه علیها
السلام بر او خشمگین نشدم و او را به کاری مجبور نکردم تا زمانی که خداوند
متعال او را گرفت. و او مرا ناراحت نکرد و هیچگاه با من مخالفت ننمود، و به
او نگاه می کردم و با نگاه کردنم به او تمام غم و اندوه های دلم برطرف می
شد.»
امام باقرعلیه السلام می فرماید:
«من طلب الرزق فی الدنیا
استعفافا عن الناس و سعیا علی اهله و تعطفا علی جاره لقی الله عزوجل یوم
القیامة و وجهه مثل القمر لیلة البدر؛ (19)
هر کس در دنیا به دنبال روزی
حلال برود به قصد اینکه نیازمند و محتاج دیگران نباشد و مخارج زن و فرزندش
را تامین نماید و به همسایه ها [و هم نوعان مستمند خود] یاری رساند، چنین
فردی در روز قیامت با سیمایی [نورانی] مانند ماه شب چهارده با خداوند
ملاقات خواهد کرد.»
منبع: وب سایت نوعروس
بچه های کربلا 2
همه بدانید که چرا من به جنگ رفتم و از همه چیز گذشتم از پدر مادر همسر خواهر برادر فرزند.
1-برای اینکه من یک مسلمان بودم و معتقد به مذهب تشیع (شیعه) بودم و جنگ بین اسلام و کفر بود.
2-برای یاری و حمایت از قرآن و اسلام و انقلاب اسلامی و لبیک گفتن به فرمان امام عزیز و برای رضای خداوند کریم بود.خدایا خوشحالم از اینکه مرا یاری کردی که برای رضای تو از همه چیز گذشتم شکرت زیرا این بزرگترین نعمتی است که به من عطا کردی.
خدایا راضیم به رضای تو هر چی که رضای تو باشد همان است و به رضای خود مرا راضی بدار.
بله به جنگ رفتم تا از مظلومان جهان حمایت کنم و بر ظالم بتازم و ظالم را از بین ببرم.
خدایا ما برای خاک جنگ نمی کنیم برای پول و مادیات روزگار جنگ نمی کنیم ما فقط برای رضای تو جنگ می کنیم پس ای خدای سبحان از دست این حقیر راضی باش و به لطفت با من معامله کن یا ارحم الراحمین.
امروز بر همه لازم است که در این جنگ تحمیلی به کمک اسلام بروند و اسلام را یاری کنند
اطاعت از امام فراموشتان نشود
و اگر می خواهید اسلام بماند اطاعت از ولایت فقیه کنید.
خدایا عمر امام عزیز ما را تا انقلابحضرت (مهدی (عج) مستدام و پربرکت) بنما.
قسمتی از وصیت نامه شهید صالح ملک حسینی
بچه های کربلا
خدا
آخرین نامه یا وصیتنامه (شهیدعباس ملک حسینی)
سلامی که ازسرزمین اسلام است.سرزمینی که به امامت عشق می ورزد،سرزمینی که صبحگاهش شفق خونین است و غروبش خون شهیدان،سرزمین حسین ویارانش ،ظهرش مارا یاد ظهر عاشورا،شب حمله اش ،شب عاشورا،نمازجماعتش
نمازظهرحسین ،جوانانش اکبرهاوقاسم هاپیرمردهایش مسلم بن عوسجه رافرماندهانش عباس رایاد مامی اندازد .ازمکانی که
کفربااسلام می جنگد،ازمردمی که اصحاب حسینند،زنانش زینب مایندومادرانش پرطاقت وصبوروراضی به رضای خدا.
خانواده ی عزیزم این سطوررا زمانی برایتان می نویسم ومی فرستم که دیگراز دشمن زبون هیچ باکی نداریم ،وقتی خدا
یارماست وتصمیم بر پیروزی ما گرفته است زمانی که تصمیم به حمله گرفته ایم ،حمله ای که به نابودی کامل کفر وپیروزی
اسلام می انجامد.پیروزی آن نصیب ایران ومستضعفین من الولدان و النساءوغیره می شود. انشاءاللّه به یاری حق مابر کفر
پیروزمی شویم . شمارابه صبرواستقامت دعوت می کنم وپاداش شما نزد خداست. مادر وپدر را اصلاً ناراحت نکنید که خدا
وظیفه ی سنگینی برعهده ی مادرباره ی والدین گذاشته است. هیچ برای من ناراحت نباشیدوفقط مرا همگی دعاکنید وازهمگی
التماس دعا دارم.
والسلام عباس ملک حسینی
نام:عباس ملک حسینی
نام پدر:احمد
محّل تولد:کربلا
تاریخ تولد: 1340
تاریخ شهادت:1360
محّل شهادت:غرب سرپل ذهاب
محّل دفن: اراک بهشت زهراقطعه1
...کربلا،همچنان جاری است
5 نوع ازدواج - شما جزء کدام گروه هستید؟
ازدواج
انواع و اقسام مختلفی دارد. وقتی توانستید نوع ازدواج خود را تشخیص دهید،
آنوقت بهتر می توانید تصمیم بگیرید که آیا از ازدواج خود راضی هستید یا فکر
می کنید باید تغییراتی در آن ایجاد کنید.
ازدواج یکنواخت
وقتی
ازدواج کرده اید، همسرتان را از ته قلب دوست می داشته اید. اما، با گذشت
زمان و درگیر شدن شما با مسائل و مشکلات روزمره، بچه ها و سایر فعالیت ها،
از همدیگر دور شده اید. شما به ندرت همدیگر را می بینید، این اشکالی ندارد،
اما آرزو داشتید که می توانستید زمان بیشتری را با هم گذرانده و چیزی
بیشتر و فراتر از هزینه های خانه را با هم شریک می شدید.
همانطور که
جدا شدن و دور شدن شما از یکدیگر، زمان برده است، نزدیک شدن دوباره به
همدیگر هم نیازمند گذشت زمان است. پس نترسید و مطمئن باشید که اگر همه
تلاشتان را به کار گیرید همه چیز مثل روز اول خواهد شد.
با پیدا
کردن ساعاتی که بتوانید آن را در کنار همسرتان بگذرانید شروع کنید. باید
دوباره کشف کنید که همسرتان چقدر موجودی شگفت انگیز است و چقدر دوستش
دارید. به چیزهای مورد علاقه همسرتان، علاقه نشان دهید، تا بتوانید زمانی
را در کنار یکدیگر به خوبی و خوشی بگذرانید.
به دنبال موقعیت هایی باشید که بتوانید در خلوت کنار همسرتان بگذرانید تا دوباره از نزدیک با خصوصیات عالی او آشنا شوید.
ازدواج سوء استفاده گرانه
این
ازدواج ازدواجی است که در آن شما چه جسماً و چه روحاً مورد سوء استفاده
طرف مقابلتان قرار می گیرید. در بسیاری از موارد، این عادتی است که از
دوران کودکی در فرد ایجاد می شود. ازاینرو، از بین بردن آن نیازمند عشق و
مشاوره فراوان است.
هیچ کس نباید تصور کند که به چنین ازدواجی تعلق دارد، همه شایسته یک ازدواج و زندگی زناشویی عالی بدون هیچگونه سوء استفاده می باشند.
باید
برای خودتان و فرد سوء استفاده گر از متخصص کمک بگیرید. اگر طرف مقابلتان
تمایلی به انجام اینکار نشان نداد، آنگاه باید از متخصص بخواهید که به شما
کمک کند که چطور با چنین موقعیتی کنار بیایید. باید بدانید که اگر این سوء
استفاده و بدرفتاری ها ادامه پیدا کرد، آگاه تنها راه چاره شما ترک آن
زندگی است.
ازدواج مقام و عنوان
البته مهم است که با مردی
ازدواج کنید که بتواند از عهده نیازهای شما برآید، اما اگر با کسی فقط به
خاطر ثروت یا مقام او ازدواج می کنید . هیچ وجه اشتراکی با هم ندارید، خیلی
زود متوجه خواهید شد که همیشه هم پول همه چیز نیست.
اگر ازدواج شما
یکی از این نوع ازدواج ها باشد، چه باید بکنید؟ مطمئن باشید که هیچوقت دیر
نیست و همیشه می توانید چیزهایی جدید درمورد همسرتان کشف کنید که بتواند او
را در قلبتان جای دهد. سعی کنید به کارهای مثبتی که همسرتان برای شما و
بچه ها انجام می دهد فکر کنید. از او به خاطر آن نقاط مثبت تشکر کنید و سعی
کنید به چیزی فرای مقام یا وضعیت مالی او فکر کنید.
برای شناختن همسرتان وقت بگذارید و رابطه ای عمیق تر با وی بسازید.
ازدواج همسر غایب
در اینگونه ازدواج ها سر همسرتان آنقدر به کار و فعالیت های خارج خانه گرم است که شما هیچوقت همدیگر را نمی بینید.
شغل
هایی هست که فرد مجبور است زمان زیادی را خارج از خانه و خانواده بگذراند.
افرادی هم هستند که برای کارشان بیشتر از خانواده شان وقت می گذارند. این
مسئله ممکن است به خاطر حس منفی وفاداری به کارفرما باشد یا اینکه بخواهند
در کارشان همیشه برتر و اول باشند.
بعلاوه، کارها و فعالیت های
زیادی وجود دارد که بتواند زمان و حواس افراد را از آنِ خود کند، اما اگر
می بینید این کارها به بهای از دست دادن همسر و فرزنداتان تمام میشود،
مراقب باشید چون ارزشش را ندارد.
دلیل این مشکل در زندگی شما هر چه
که باشد، دیگر زمانش رسیده است که دست از آن بردارید و ببینید برای کم
کردن زمانی که خارج از منزل می گذرانید و اضافه کردن به زمانی که کنار همسر
و خانواده تان می گذرانید چه باید بکنید. ممکن است ابتدا شکل قربانی کردن
خودتان را داشته باشد. اما اگر همراه با همسرتان تصمیم بگیرید که برای رشد و
توسعه ازدواج و زندگیتان چه می توانید بکنید، مطمئن باشید که به لذت عمیقی
دست پیدا خواهید کرد.
ازدواج بادوام
اینها ازدواج هایی
هستند که هر کسی رویای آن را در سر می پروراند. پیرمرد و پیرزنی را که گاهی
می بینید دست در دست همدیگر لبخند زنان در خیابان قدم می زنند چنین
ازدواجی داشته اند.
این ازدواج ها اتفاقی به وجود نمی آیند. آنها با
تلاش های مداوم، روزانه و مثبت به وچود می آیند. برای داشتن یک ازدواچ
بادوام باید تلاش کرد. ازدواجی که دربرابر مشکلات مالی و اقتصادی، بیماری
ها، مشکلات فرزندان، شکستن قلب ها و خیلی مسائل و مشکلات دیگر طاقت بیاورد،
ازدواجی بادوام است چون زوجین از تمام این مشکلات با کمک و همکاری یکدیگر
گذشته اند. آنها برای گذشتن از سد مشکلات و موانع موجود بر سر راه
خوشبختیشان دست در دست همدیگر تلاش می کنند. خنده هایشان، گریه هایشان،
شادی ها و غصه ها و کارهایشان با هم و در کنار هم بوده است. آنها می دانند
که همیشه می توانند روی همدیگر حساب کنند.
چنین ازدواجی برای تک تک ما امکانپذیر است. فقط باید بخواهیم و هر روز، هر هفته، هر ماه و هر سال برای به دست آوردن آن تلاش کنیم.
ازدواج
شما کدامیک ازاینهاست؟ آیا می خواهید همین وضعیت را حفظ کنید؟ یادتان باشد
که هیچوقت دیر نیست و اگر همدیگر را دوست بدارید و تلاش کنید، می توانید
خوشبخت ترین زندگی را از آنِ خود کنید.
منبع : مجله روانشناسی ایران
قوانین آداب معاشرت - روانشناسی و روابط اجتماعی ,
مقصود من آن نیست كـه مـردم بـاید هـمـانـنـد ربـات آداب معاشرت را یك به یك و مـو بـه مـو، بـرده وار رعایت و اجـرا كنند بلكه رعایت برخی آداب پسندیده بشما كمك خواهد كرد تا شان و منزلت اجتماعیتان ارتقا یابد. مـن نـكاتـی را گرداوری كرده ام كه می تواند شما را از یك فرد عامی به یك انسان متشخص و جنتلمن تبدیل كند. با رعایت این نكات ساده به شما اطمینان میدهم كه دیگران شما را در زمره افراد با اصل و نسب و فرهیخته قرار خواهند داد.شخصی كه دیگران آرزوی معاشرت و شراكت با وی را دارند. و لازم به ذكر نیست كـه هـمـواره خـانـم ها از ملاقات با یك مرد متشخص خوشنود خواهند شد.
قوانین آداب معاشرت
كافیست نگاهی
به دور و اطراف خود بیانـدازیـد تـا مـتوجه شوید در جامعه ما تنها شمار
اندكی از افراد متشـخـص و با نزاكت بجای مانده است. در روزگـاران پیـشـیـن
به آداب معاشرت و نزاكت اجتماعی بهای بیشتری داده می شد. اما افسوس كه
جامعه امروز دستخوش تحولات گوناگونی گشته است.
مقصود من آن نیست كـه مـردم بـاید هـمـانـنـد ربـات آداب معاشرت را یك به یك و مـو بـه مـو، بـرده وار رعایت و اجـرا كنند بلكه رعایت برخی آداب پسندیده بشما كمك خواهد كرد تا شان و منزلت اجتماعیتان ارتقا یابد. مـن نـكاتـی را گرداوری كرده ام كه می تواند شما را از یك فرد عامی به یك انسان متشخص و جنتلمن تبدیل كند. با رعایت این نكات ساده به شما اطمینان میدهم كه دیگران شما را در زمره افراد با اصل و نسب و فرهیخته قرار خواهند داد.شخصی كه دیگران آرزوی معاشرت و شراكت با وی را دارند. و لازم به ذكر نیست كـه هـمـواره خـانـم ها از ملاقات با یك مرد متشخص خوشنود خواهند شد.
1- همیشه مودب باشید
اگـر هـم از كـسی خوشتان نمی آید نیازی نیست كه شان و منزلت خودتان را تا سطح اجـتمـاعی آن فرد تنزل دهید. مودب و با نزاكت بـاشید تـا بـرتـری خـود را نـسـبـت بـه آن شخص ثابت كنید.
2- هیچگاه دشنام ندهید
دشنام و ناسزاگویی مطلقا ممنوع می باشد. چون نشان دهنده آن است كه شما قادر نیستید برای بـیـان عقاید خودتان از واژه ها ولغات مناسبتری بهره بگیریـد. از آن گذشته لاابالیگری همیشه دور از نزاكت و ادب می باشد.
3- با صدای بلند صحبت نكنید
هنگامی كه با صدای بلند صحبت میكنید، بـاعث بالا بردن سطح استرس میان اطرافیان خود میگردید. بـلند صحبت كردن بیانگر آن است كه شما قادر به بحث منطقی با دیگران نـیـستید و عجز شما را در استدلال معقولانه نشان می دهد و آنكه می خـواهـیـد حرف خودتان را با توسل به زور وخشونت به كرسی بنشانید . هـمـچـنـیـن بلند صحبت كردن سبب جلب توجه اطرافیان میگردد البته توجه منفی.
4- كنترل خود را از دست ندهید
زمانی كه شما كنترل اعصاب خود را از دست میدهید و از كوره در میروید به همه نشان می دهید قادر به كنترل احساسات و هیجانات خود نمی باشید. وقـتـی هم كه شما از كنترل رفتار خودتان عاجز می بـاشیـد، چـگونـه قـادر بـه كـنـترل چیز دیگری خواهید بود؟ همواره خونسردی خود را حفظ كنید (كار آسانی نخواهد بود اما به زحمتش می ارزد).
5- به دیگران خیره نشوید
زل زدن به دیگران و چـشـم چـرانـی نوعی تعرض به دیگران محسوب می گردد. شما كه نمی خواهید بی جهت دیگران را مرعوب خود سازید؟
6-صحبت كسی را قطع نكنید
پیش از آنكه اظهار عقیده ای بكنید، اجـازه دهـیـد صـحـبت دیگـران بـه پایان برسد. میان صحبت كسی پریدن نشانه بی نزاكتی و عدم برخورداری از مـهـارتـهای اجـتـمـاعـی فرد می باشد. اگر نمی خواهید خودبین و از خود راضی بنظر آیید، هیچگاه صحبت كسی را قطع نكنید و هرگاه كه ناچار بـه انـجـام ایـن كـار شـدیـد حتـما بـا گـفـتـن جـمله "معذرت می خواهم"، اقـدام بـه انـجام آن كار كنید. مـودب بـودن بـه مـفـهـوم آن اسـت كـه بـرای موقعیت، عقاید و احساسات دیگران احترام قائل شویم.
7- همیشه وقت شناس باشید
مهم است كه به وقت دیگران احترام بگذارید.سـر مـوقـع در جـلسات، قـرار مـلاقـات هـا، موقعیت های شغلی و اجتماعی حضور یابید. هـمچـنـین یك فرد متشخص می داند چه زمانی باید میهمانی را ترك كند.
8- اسرار زندگی خصوصی خود را فاش نسازید
آبرو، شرافت، صداقت و بصیرت بـزرگـتـریـن و مـهـمـتـرین عـامـل برای حفظ اعتبار یك فرد متشخص می باشد. جزئیات زندگی عشقی شما باید محرمانه باقی بمانند. بـنـابـراین هرگاه شخصی در مـهـمـانی شـروع بـه سـخن چیـنـی كرد، از اعـتماد مـعشوقتان سوء استفاده نكرده و صحبتی در رابطه به زندگیتان به میان نیاورید.
9- آب دهان نیاندازید
اغلب مـردها ایـن كـار را بطور ناآگاهانه انجام می دهند. آب دهـان انداختن بسیار زننده بوده و بی شخصیتی فرد را میرساند. هیچگاه آب دهان نیندازید مگر آنكه بخواهید ثابت كنید انسان بی نزاكتی هستید.
10- حرمت بزرگترها را نگاه دارید
در واقع شما باید همانطور كه دوست دارید مورد احترام دیگران باشید خود نیز به دیگران احترام بگذارید. من به این علت بزرگترها را مـورد تـاكید قرار دادم كه امروزه جوانان خیال می كنند همه چیز را می دانند و از همه چیز سر در میاورند و در واقـع خـود را عـقـل كل میدانند اما اینطور نیست. كافیست به 5 سال پیش خود بیاندیشید.....یقینا شما امروز بسیار باهوش تر و با تجربه تر شده اید. اینطور نیست؟ بـا آنـكـه 5 سـال پـیـش نـیـز فكر میكردید همه چیز را میدانید.
11- به اشتباهات دیگران نخندید
این یكی از پست ترین كارهای است كه كسی ممكن است انجام دهد. هـنـگـامـی كـه شما اشتباهی مرتكب میشوید و یا خراب كاری میكنید تنها انتظاری كه از دیـگران دارید آن است كه اشتباهات و خطاهای شما را برویتان نیاورند و از آنها چشم پوشی كنند. از آن مهمتر شما را بواسطه آنها مورد تمسخر قرار ندهند.
12- كلاه خود را از سر بردارید
شاید امروزه این رسم دیگر هوادار نداشته باشد. شما می بـاید كـلاه و هـر آنـچه بر سر دارید را به هنگام داخل شدن به منزل از سر خود بردارید. از آن گـذشـتـه هیچگاه با كلاه بر سر میز شام ننشینید چون اینكار نشانه بی نزاكتی مفرط می باشد.
13- پیش از صرف غذا منتظر بمانید همه میهمانان سر جایشان بنشینند
زمانی كه برای صرف غذا سر میز نشسته اید، باید منتظر بمانید تا تمام میهمانان كاملا سـر جایشان بنشینند و آماده صرف غذا گردند. هـمـه افـراد بـاید در یك زمـان شـروع بــه صـرف غذا كنند. این نكته اگرچه مـوشـكـافـانـه بـنـظـر مـی رسد، اما بسیار حائز اهمیت میباشد.
14- فخر فروشی نكنید
هیچ كس از آدم لاف زن خوشش نمی آید. در هنـگام گـفـتـگو دربـاره مـسایـل مـالی به دارایی های خود اشاره نكرده و ثروت خود را به رخ نكشید.
15- به ساعتتان نگاه نكنید
هنگامی كه در یك جمع و محفلی می باشید، مدام به ساعت خود نگاه نكنید مگر آنكه بـلافـاصله قصد ترك آن محل را داشته باشید. وقتی به ساعتتان نگاه می كـنـیـد دیـگران اینگونه برداشت میكنند كه شما خسته و بی حوصله گشته اید.
.:: آیـیـن جوانمردی ::.
علاوه بر دستورات فوق مردان متشخص باید در حضور یك خانم محترم از قـوانین ذیل نیز پیروی كنند. شـاید دوران جـوانمردی بـسر رسـیده بـاشـد امـا هـنـوز كـاملا از میان نرفته است. شمـا جـزء مـعدود افرادی باشید كه ایـن رسوم را هـمـچـنـان زنـده و پابـرجـا نـگاه میدارند.
1- همیشه در را برایش باز كنید
این شـایـد مـهـمتـرین قـانون آداب مـعـاشرت برای مردان باشد. خواه او در حـین ورود بـه خودرو شما، رستوران، باشگاه و یا هر جای در دار باشد، در را هـمـیـشه باید برایش باز نگاه دارید تا او عبور كند.هرگاه چندین در وجود داشت یك به یك آنها را برایش بگشایید.
2- كمك كنید كتش را بپوشد
همواره به همسر خود در تـن كـردن كـت و یـا اوركـتـش كـمك كنـید. این عمل ساده و در عین حال موثر می باشد.
3- كمكش كنید بنشیند
هرگاه یك خانم تنها و بـدون هـمـراه خـواسـت كنـار شـما بـنـشیـند، مهم است با بیرون كشیدن صندلی و بازگرداندن آن بسمت جلو ( الـبـته وقـتـی آن خانم كاملا روی صندلی نشست) به وی در نشستن روی صندلی كمك كنید.
4- جای خود را به او بدهید
هرگاه خانمی نزدیك میز غذا آمد و یا در اماكن و وسائط نـقـلیـه عـمـومـی وارد گـشـت و صندلی خالی موجود نبود، شما باید برخیزید و جای خود را وی تقدیم كنید.
5- از جای خود برخیزید
همیشه هنگامی كه خانمی به اطاق وارد و یا از آن خارج می گردد از جای خود برخیزید و یا حداقل هنگام ورود از جای خود برخیزید.
6-دستان او را بگیرید
در میهمانی ها و موقعیتهای اجتماعی باید دست خود را به همسرتان تـقدیـم كنـید كه نشانه صمیمیت بیشتر می باشد اما وقتی بروی سطح ناهمـوار قدم میزنید باعث كمك به وی می شود خصوصا زمانی كه او كفش پاشنه بلد به پا كرده باشد.
7- نیازهای او را جویا شوید
با آنكه این كار را اكثر مردان انجام می دهند، امـا بـاز كـمـك زیـادی به متشخص بودن ما می كند. هنگامی كه در موقیتهای اجتماعی می باشید، هـمـواره از وی بـپرسید كه آیا نـوشیـدنـی و یـا غـذا میل دارد كه برایش بیاورید. به او نـشـان دهـیـد كـه بـه آسـایـش و نیازهای وی اهمیت قائل هستید.
8- اگر چیزی از دستش به زمین افتاد به وی باز گردانید
هـنگامـی كـه خـانمی چیزی از دستانش به زمین افتاد آن را از روی زمین برداشته و بـه وی بـدهیـد. خـواه آن چـیز دستكش باشد و یا انكه پوشه پرونده یا یك اسكناس. الـبـتـه حتما از ناحیه زانو خم شوید و نه از كمر.
9- در راه پله كنار، خانم راه بروید
هیچگاه در راه پله پشت یك خانم حركت نكنید. خصوصا وقتی دامن كوتاه پوشید باشد. كنار و یا اندكی جلوتر از وی حركت كنید. ایـن قـانـون در هنـگـام عبـور از پیاده رو نیز باید رعایت گردد. همچنین هیچگاه یك خانم را از فاصله نزدیك تعقیب نكنید.
10- از قسمت بیرونی پیاده رو حركت كنید
این به خانـم هـمراه شـما اجـازه می دهـد كه از رفـت و آمـد خـودروها دور گـردد. هـرگاه خـودرویی نـاگهان از كنـار شـما عبور كرد و آب كنار خیابان را بسمت شما پاشـیـد، ایـن شما هستید كه خیس خواهید شد و نه خانمتان. میدونم..میدونم.اما این بهایی است كه شما برای متشخص بودن باید بپردازید.
11- در حضور یك خانم سیگار نكشید
هیچگاه در حضور یك خانم سیگار نكشید مگر آنكه پیش از آن از وی اجازه گرفته باشید.
12- هرگاه بسته ای به همراه داشت برایش حمل كنید
ایـن كـار به او نشان میدهد كه شما برایش احترام قائل هستید و آسایش و راحتی وی را خواستارید.


شعر «زندگی» از سهراب سپهری