واژه های باران
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 18:46 توسط احمد رضا (امیر) ملک حسینی
|

شعر «زندگی» از سهراب سپهری