تبدیل تفاوتهای زندگی مشترک
ادبیات داستانی، فیلمهای سینمایی و تلویزیون، و گفتوگوهای هر جمع و میهمانی خانوادگی یا دوستانهای در سرتاسر دنیا مملو از داستانهای مربوط به زوجهایی است که درست نقطه مقابل هم هستند. یکی از زوجین ممکن است خوشبین باشد، دیگری بدبین. یکی ساکت است، دیگری حراف، یکی منطقی است دیگری شهودی. یکی منظم است و همه چیز را سر جایش میگذارد، اما دیگری نصف عمرش دنبال کلیدهایش میگردد.
زوجها پس از سالها جر و بحث بر سر تفاوتها و در حالی که هر کدامشان سعی میکند دیگری را قانع کند که روش او از همه بهتر است، سرانجام به این نتیجه میرسند که با هم سازگار نیستند. در واقع، ناسازگاری – یا "ناجور بودن" – اغلب اوقات زمینهساز طلاق است. اما اگر خدا ما را متفاوت آفریده پس قطعا هیچ تفاوت سازشناپذیری در کار نیست، فقط افرادی هستند که از سازش کردن خودداری میکنند.
تفاوتهای ما قرار است تکمیلکننده ما باشد، نه اینکه باعث کشمکش شود.
همانطور که هر انسانی از اندامهای متفاوت چشم و گوش و پا و دست و... ساخته شده، هر عضو جامعه هم اندام متفاوت یک کل واحد را تشکیل میدهد. همانطور که هر اندام بدن بخش مهمی از بدن است که کار مهمی انجام میدهد، هر انسانی نیز به صورت متفاوت با دیگری قرار است کار مهمی در کل بدنه بشریت انجام دهد. وقتی همه هماهنگ و متحد با هم کار کنند، هر کدامشان زندگی دیگری را غنی میسازد و همراه هم به جامعه خدمت میکنند.
خواست خدا این بوده که تفاوتهای ما دارایی ما باشد نه بدهی ما. وقتی یاد بگیریم که به بهترین نحو از تفاوتهایمان در راه بهبود رابطهمان و خلق زندگی بهتر استفاده کنیم، خودمان را با خواست خدا هماهنگ کردهایم و ثمرات آن را نیز درو میکنیم. وقتی نگرش تیمی داشته باشیم، چه تیم خانوادگی باشیم چه تیم کاری، تفاوتهای ما با هم ترکیب میشوند و ما را به تیمی موفق و شکستناپذیر بدل میکنند.
تشخیص تفاوتها
گام اول با تشخیص تفاوتها آغاز میشود. به عنوان مثال در زندگی زناشویی چنانچه بخواهیم از خصوصیات منحصر به فردمان به نحو احسن استفاده کنیم ابتدا باید بدانیم چه تفاوتهایی با هم داریم.
دکتر گری چاپمن در کتاب "چهار فصل ازدواج" بر اساس بیش از سه دهه کار مشاوره ازدواج و خانواده، فهرست تفاوتهای معمول زنان و شوهران را ارایه کرده است. شاید این فهرست کمکتان کند تا برخی از تفاوتهای خود در زندگی مشترکتان را تشخیص دهید:
- اشخاص "پرحرف" معمولا با آدمهای "ساکت و متفکر" ازدواج میکنند.
- "سحرخیزها" معمولا با "شبزندهدارها" ازدواج میکنند.
- اشخاص "ماجراجو" معمولا با کسانی که دوست دارند درباره ماجراجویی کتاب بخوانند ازدواج میکنند.
- آدمهای "مرتب و منظم" معمولا با افراد "بینظم و نامرتب" ازدواج میکنند.
- "برنامهریزها" معمولا با "بیبرنامهها" ازدواج میکنند.
- "خانهنشینها" معمولا با "میهمانیروها" ازدواج میکنند.
- "منطقیها" معمولا با "احساساتیها" ازدواج میکنند.
- "صرفهجوها" معمولا با "ولخرجها" ازدواج میکنند.
- "کسانی که عاشق کتاب هستند" معمولا با آدمهایی که "از پای تلویزیون جم نمیخورند" ازدواج میکنند.
- "دوندهها" معمولا با "شناگران" ازدواج میکنند.
- "سریالدوستها" معمولا با "آگهیدوستها" ازدواج میکنند.
- "دوستداران موسیقی مدرن" معمولا با "طرفداران موسیقی کلاسیک" ازدواج میکنند.
من مطمئنم که هر کسی میتواند موارد دیگری را به این فهرست اضافه کند، اما به هر حال حالا میتوانید تشخیص تفاوتهاتان را آغاز کنید.
در تفاوتها دنبال دارایی بگردید
هر تفاوتی وجه مثبتی دارد. نیازی نیست ما از تفاوتهامان ناراحت شویم.
به عنوان مثال وقتی مردی عاشق این است که روی مبل لم بدهد و تلویزیون تماشا کند اما زنش مدام این طرف و آن طرف میرود و کاری انجام میدهد، ممکن است این تفاوت رفتارهاشان منبع ناراحتی و کشمکش شود. ممکن است زن، شوهرش را متهم به تنبلی کند و مرد هم زنش را عصبی و بیقرار بداند و مدام جر و بحث در بگیرد.
بحثی که تکیهاش روی تفاوتها باشد به هیچجا نمیرسد. وقتی تفاوتهامان مشخص شد بهتر است دنبال داراییها بگردیم. یعنی ببینیم وجه مثبت نگرش هر کداممان چیست. مثلا وجه مثبت شوهر فوق این است که کار بدون بازی و تفریح، بیمعنی است. او نشان میدهد که از زندگی باید لذت برد و بین کار و استراحت تعادل ایجاد کرد. از طرف دیگر وجه مثبت نگرش زن این است که نشان میدهد هر یک از ما مسوولیم که کار کنیم.
زندگی همهاش بازی و تفریح نیست. زندگی موفق مستلزم انضباط و اراده و احساس مسوولیت است. در همه آموزههای معنوی نیز علیه خطرات تنبلی و بیکاری هشدار داده شده است.
در هر رابطهای که قرار داشته باشیم، هدف از خلق تفاوتهامان این است که کاملکننده یکدیگر باشیم. کل هستی و جریان زندگی مدام مسیر تعادل را نشان میدهد. ما از طریق تفاوتهامان با یکدیگر متعادلتر میشویم. وقتی تصمیم بگیریم که با دید مثبت به تفاوتهامان نگاه کنیم، میخواهیم از آنها یاد بگیریم و در جهت کسب تعادل بیشتر حرکت کنیم.
اگر خودمان معتاد به کار هستیم ولی دوستی پیدا کردهایم که دایم به گردش و میهمانی و سینما و تئاتر میرود، قرار نیست فاصلهمان روزبهروز بیشتر و خاطرمان از او مکدرتر شود. قرار است با نگرش مثبت به طرز برخورد متفاوتمان نسبت به زندگی، کاملتر و پختهتر شویم.
کل قضیه این است که تفاوتهامان را مثبت ببینیم نه منفی.
متاسفانه در خانوادهها و در جامعه اغلب اوقات این نگرش تعلیم داده میشود که مثل هم بودن خوب است نه متفاوت بودن. و از آنجا که به هر حال هیچ کدام ما مثل هم نیستیم چنین نگرشی منبع اضطراب و نگرانی و رنج و ناراحتی میشود. ما یکدیگر را به خاطر تفاوتهامان میکوبیم. در حالی که در هر رابطهای، طرفین به تایید احتیاج دارند نه تنبیه. وقتی از محکوم کردن یکدیگر دست بکشیم و تایید و تحسین را آغاز کنیم، فضای لازم برای تحکیم پیوندها را خلق میکنیم. اگر در تفاوتها دنبال داراییها بگردیم بهترین روابط را در خانه، محیط کار، و جامعه خواهیم داشت.
تمرین
هیچ کدام ما کامل نیستیم. پس هر چه زودتر خودمان و دیگران را همینطور که هستند بپذیریم و قدر یکدیگر را بدانیم، بهتر است. وقتی قدر یکدیگر را دانستیم میتوانیم برنامهای برای بیشترین استفاده از تفاوتهامان بریزیم.
این هفته چند گام در این جهت بردار:
1- سه تا از مهمترین روابط زندگیات را انتخاب کن. مدتی وقت بگذار و به تفاوتهاتان فکر کن. فهرستی از چند تفاوت مهم تهیه کن.
2- سعی کن وجه مثبت تفاوتهای خودت با آن افراد را پیدا کنی. این تفاوتها سعی دارند چه چیزی به تو بگویند؟ چه داراییای در آن تفاوتها میتوانی پیدا کنی؟
3- یکی از تفاوتها را که به نظرت از همه مهمتر میآید یا بیشتر اوقات باعث دعوا یا بحثتان میشود انتخاب کن و ببین اگر کمی به آن سمت متمایل شوی چه میشود.
4- این هفته به جای ایرادگیری از تفاوت طرف مقابلت، او را تایید کن. بگو که میدانی خدا خواسته همدیگر را تکمیل کنید. خدا را شکر کن که شخصی را که نقطه مقابل توست به سوی زندگیات فرستاده است.
5- خدا عاشق فراوانی است. برای همین طبیعتی چنین وافر خلق کرده است. نگرش تبدیل تفاوتها به داراییها بر اساس اعتقاد به فراوانی استوار است. نگرش طرد تفاوتها بر اساس اعتقاد به کمبود استوار است. وافر باشیم.
6- این هفته ساعتی از وقتت را به گردش در طبیعت اختصاص بده.
میگویند خطهای روی بدن هیچ ببری شبیه ببر دیگر نیست. همینطور نقش و نگار هزاران هزار پروانه دنیا، یا گلبرگهای صدها نوع گل رزی که در دنیا هست. پس چرا اصرار داری همسرت، فرزندت، دوستت، یا همکارت تفاوتهایش با تو را کنار بگذارد. این خواسته طبیعی نیست. ما متفاوتیم.
موفقیت در تبدیل تفاوتها به داراییهاست.
شعر «زندگی» از سهراب سپهری