عمل به تکلیف در واقعه كربلا
امام حسین علیهالسلام وقتی میخواست از مکه به سوی کوفه بیرون آید، بعضی از اصحاب، از جمله ابن عباس او را نصیحت میکردند که رفتن به سمت عراق، صلاح نیست. ولی امام حسین علیهالسلام به او فرمود: با آن که میدانم تو از روی خیرخواهی و شفقت چنین میگویی، اما من تصمیم خود را گرفتهام. (4) در منزل «صفاح» نیز پس از ملاقات با فرزدق و گزارش او به امام از اوضاع نامطمئن کوفه، حضرت سخن زیر را فرمود و سپس به حرکت خود ادامه داد:
اگر قضای الهی بر همان چه که دوست میداریم نازل شود، خدا را بر نعمتهایش سپاس میگوییم و از او برای ادای شکر، کمک میخواهیم و اگر تقدیر الهی میان ما و آنچه امید داریم مانع شد، پس کسی که نیتش حق و درونش تقوا باشد، از حق تجاوز نکرده است. (5)
اینها همه نشان دهنده آن است که امام، خود را بر انجام تکلیف مهیا کرده بود، نتیجه هر چه که باشد، راضی بود. وقتی دو نفر از سوی والی مکه برای ايشان اماننامه آوردند تا از ادامه این سفر بازش دارند، حضرت فرمود: در خواب، پیامبر خدا را دیدم و به چیزی فرمان یافتم که در پی آن خواهم رفت، به زیانم باشد یا به سودم ... «اُمِرتُ فیها بِاَمرٍ اَنَا ماضٍ لهُ، عَلیَّ کانَ اَولی.» (6)

این، همان تبعیت از تکلیف است و احساس پیروزی در هر دو صورت. امام حسین علیهالسلام فرموده است:
«اَرجُو اَن یَکونَ خَیراً ما ارادَ اللهُ بِنا، قُتِلنا اَم ظَفِرنا» (7)؛ امیدوارم آنچه خدا برای ما اراده فرموده است، خیر باشد، چه کشته شویم، چه پیروز گردیم.
امام خميني بر اساس همین فرهنگ میفرمود:
ملتی که شهادت برای او شهادت است، پیروز است... ما در کشته شدن و کشتن پیروزیم. (8)
وقتی نامههای پیاپی مردم کوفه به امام حسین علیهالسلام رسید و از او دعوت برای آمدن به کوفه کردند و وعده نصرت و حمایت دادند، امام احساس تکلیف کرد که برود. هر چند میدانست مردم کوفه چگونهاند، ولی آن دعوتنامهها و اعلام حمایتها تکلیفآور بود. پس از برخورد با سپاه حر که راه را بر او بستند، حضرت در ضمن خطبهای به آنان فرمود:
آمدنم برای عذر آوردن به درگاه خدا و نزد شما بود. من پیش شما نیامدم مگر پس از آن که نامهها و فرستادههایتان رسید که: نزد ما بیا که ما پیشوایی نداریم... اگر بر سر پیمان و سخن خویشید، که آمدهام، و اگر خوش ندارید و نمیخواهید، برمیگردم. (9)
این تعبیر، نشاندهنده عمل به تکلیف از سوی امام است. یاران او نیز همینگونه بودند و به خاطر انجام تکلیف الهی در راه نصرت او شهید شدند. وقتی امام از آنان خواست که هر که میخواهد برود، سخن یاران او چنین بود: «به خدا سوگند هرگز از تو جدا نخواهیم شد و جانمان را فدای تو میکنیم و با خون گلو و رگها و دستانمان از تو حمایت میکنیم. اگر کشته هم شویم وفای به عهد کرده و تکلیفی را که بر عهده ما بوده است انجام دادهایم: «فَاِذا نَحنُ قُتِلنا وَ فَینا و قَضَینا ما عَلَینا.» (10)
در تاریخ معاصر نیز، بنیانگذار انقلاب اسلامی، امام خمینی (قدسسره) قیام ضد طاغوتی خود را براساس تکلیف الهی آغاز کرد و در همه مراحل، جز به آنچه وظیفه بود، نیندیشید. چه فریاد و چه سکوت، چه زندان و تبعید و چه درس و تالیف، چه جنگ و چه پذیرش قطعنامه صلح، همه و همه بر اساس «عمل به تکلیف» بود و از این جهت در همه مرحلهای، سست و مایوس نشد و از هدف خویش دست نکشید و یک لحظه هم از آنچه پیش آمد، پشیمان نگشت. تحلیل امام خمینی از نهضت عاشورا، حرکت بر مبنای «عمل به تکلیف» بود، حرکت مبارزاتی خود وی نیز بر چنین پایهای استوار بود. نمونههایی از جملات حضرت امام چنین است:
این که حضرت ابی عبدالله علیهالسلام نهضت کرد و قیام کرد، با عدد کم و در مقابل این برای این که گفتند تکلیف من این است که استنکار کنم، نهی از منکر کنم. (11)
حضرت سیدالشهدا تکلیف برای خودشان دانستند که بروند و کشته هم بشوند و محو کنند آثار معاویه و پسرش را. (12)
لکن تکلیف بود آنجا که باید قیام بکند و خونش را بدهد، تا این که این ملت را اصلاح کند، تا این که این عَلَم یزید را بخواباند. (13)

آگاه بودند که ما آمدیم ادای وظیفه خدایی را بکنیم، آمدیم اسلام را حفظ بکنیم. (14)
ما که از سیدالشهدا علیهالسلام بالاتر نیستیم، آن وظیفهاش را عمل کرد، کشته هم شد. (15)
پیام عاشورا برای همه مردم، به ویژه آنان که موقعیت ویژه دارند و برای دیگران خط دهنده و الگو هستند، «شناخت تکلیف» و «عمل یا تکلیف» است. اگر همه پیروان حق در زمان سیدالشهدا علیهالسلام وظیفه خویش را میدانستند و مثل شهدای کربلا با جانبازی و حمایت از امام خویش به وظیفه عمل میکردند، مسیر تاریخ به گونهای دیگر ترسیم میشد و سرنوشت اسلام و مسلمانان به نحو دیگری بود.
امروز نیز باید شکلهای مختلف تکلیف را شناخت و نسبت به انجام آن متعبد بود و پیروزی را در انجام وظیفه دانست. امام امت بارها میفرمود: همه ما مامور به ادای تکلیف و وظیفهایم، نه مامور نتیجه.» (16) این همان درس آموخته از عاشوراست.
امام امت، حتی پذیرش تلخ قطعنامه 598 را تکلیف الهی خود خواند و فرمود:
شما را میشناسم، شما هم مرا میشناسید. در شرایط کنونی آنچه موجب امر شد، تکلیف الهیام بود. شما میدانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم، اما تصمیم امروز فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او از هر آنچه گفتم گذشتم و اگر آبرویی داشتم، با خدا معامله کردهام. (17)
پينوشتها:
1- توبه، آیه 52 .
2- وقعة الطف، ص 107 .
3- تاریخ طبری، ج 4، ص 271 .
4- همان، ص 288 .
5- تاریخ طبری، ج 4، ص 290 .
6- همان، ص 292 .
7- اعیان الشیعه، ج 1، ص 597 .
8- صحیفه نور، ج 13، ص 65 .
9- تاریخ طبری، ج 4، ص 303 .
10- تاریخ طبری، ج 4، ص 318 .
11- صحیفه نور، ج 4، ص 16 .
12- صحیفه نور، ج 8، ص 12 .
13- همان، ج 2، ص 208 .
14- همان، ج 15، ص 55 .
15- صحیفه نور، ج 6، ص 36 .
16- کلمات قصار (موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی)، ص 50 .
17- صحیفه، نور، ج 20، ص 241.
منبع:
پيامهاي عاشورا، جواد محدثي .
شعر «زندگی» از سهراب سپهری