آبرومندان عالم آبرو مند تواند
در سنین کودکی افلاک پابند تواند
صد چو لقمان مستمند حکمت و پند تو اند
جود و احسان،علم و تقوا،چار فرزند تواند
باد و باران ابر و دریا بی قرارت می شوند
در شکار ماهی مامون شکارت می شود
ای بلندای زمان مرهون عمر کوتهت
اختران پروانه روی نکوتر از مهت
تن نه بلکه جان ارباب کرم خاک رهت
عرش و فرش آسمانها و زمین دانشگهت
علم ما کان و یکون سطری به قلب آگهت
در کتاب آسمانی خوانده حق وجه اللهت
می درخشد تا قیامت کوکب اقبال تو
شوکت عباسیان چون مور شد پامال تو
دست تو وقت کرم کار خدائی می کند
چشم تو از عالمی مشکل گشائی می کند
مهر تو در ملک دل فرمانروائی می کند
خُلق(خولق) تو حتی زدشمن دلربائی می کند
ذات حق در طلعت تو خودنمائی می کند
عالم خلقت سر کویت گدائی می کند
با تو دارم عرض حاجت از تو می خواهم مراد
یا جواد ابن جواد ابن جواد ابن جواد