* بازاریابی با سه کلمه شناسایی، شناساندن و رضایت تعریف می‌شود. شناسایی با انجام تحقیقات بازاریابی، بررسی بازار و شناخت تمام عوامل تأثیرگذار در کسب‌و‌کار انجام می‌شود. اما اگر ما بهترین محصول یا بهترین خدمت را داشته باشیم ولی خوب نتوانیم به مشتریمان معرفی کنیم، ترویجش کنیم، و بشناسانیمش، طبیعتاً مشتریان ما را پیدا نمی‌کنند و به سمت رقبای ما می‌روند. به همین جهت امروزه از ابزارهای شناساندن مثل به کارگیری تبلیغات مؤثر، به کارگیری نیروهای فروش حرفه‌ای، و بازاریابی حسی و روابط عمومی و ابزارهای دیگر استفاده می‌کنند برای اینکه بتوانند خوب خودشان را به مشتری بشناسانند و محصولاتشان را بشناسانند و نهایتاً حاصل این شناسایی و شناساندن و تعامل و گفتگو باید منجر به رضایت طرفین شود. اگر این رضایت وجود نداشته باشد، شاید ما در یک فروش خیلی موفق باشیم، اما در فروش‌های بعدی منطقاً مشتری به سراغ ما نمی‌آید. در بازاریابی خدمات، من نکته‌ای که باید تأکید بکنم این است که فروش خدمت در مجموع از فروش کالا سخت‌تر است؛ علتش هم این هست که ما کالا را می‌بینیم، لمسش می‌کنیم، تجربه‌اش می‌کنیم، تست‌اش می‌کنیم و بعد می‌توانیم بخریم اما در فروش خدمت مثل آموزش، مثل پزشکی، و مثل وکالت، ما بعد از اینکه خدمت را خریدیم تازه می‌توانیم در موردش قضاوت کنیم. به همین جهت فروشندگان خدمت از یکسری ویژگیهای بارزتری باید برخوردار باشند که در کتاب بازاریابی خدمات به آنها پرداخته‌ام؛ تمام کسانی که در حوزه‌های بیمارستانی، آموزش، هتل‌داری، مسافرت و تمام خدمات کار می‌کنند این کتاب می‌تواند خیلی به آنها کمک کند.