دلتنگم برای تو ، زندگی ام فدای تو ، این قلبم هدیه ای ناقابل ، تقدیم به تو.
نفس کشیدنم مدیون توام ، من گرفتار توام ، به خدا تا آخرین نفس وفادار توام. 

 

 

تا چشمانت را دیدم دلم لرزید
تا تو را دیدم دیگر چشمهای جز تو کسی را ندید
پرنده ی تنها از قفس دلم پرید
قلبم صدای تپشهای قلبت را شنید ، سرنوشت لبخندی زد و گفت شما عاشقید.

 

 
عاشق گلی هستیم که سالها در جستجوی او گشته ام ، 
با چشمهای خیس به او رسیدم
او را از شاخه اش نچیدم تا خشک نشود ، مثل قلب من پر پر و شکسته نشود.
در همانجا برایش مردم و گفتم همانجا خاکم کنید ، 
تا وقتیکه مردم  با نام او رهسپارم کنید ! 

 

 

 

اینگونه مرا نگاه نکن ، فکر کرده ای که از نگاهت خسته میشوم ،
نه عزیزم بیشتر از اینکه هستم عاشقت میشوم
پس آنقدر نگاهم کن ، تا دیوانه شوم ،
باز هم نگاهم کن تا از حال بروم و فدای عشقت شوم.

 

 

 

چرا به بیراهه میروم ، دلم گرفته ، 
به دنبال آشیانه میروم ، آشیانه من کجاست ، 
دل من خسته و تنهاست ، کسی میشوند فریاد مرا ، 
نه عزیزم اینجا سرزمین غمهاست.

 

نا امید نشو ، که امیدت از همین دور دستها نیز پیداست ، 
عمر عشق زودگذر نیست ، تا آخر دنیاست.
در مرام عشق رفتن نیست ، در مرامش دلشکستن نیست 
 

 

تو شکوفه ای در کویر دلم هستی
تنها یار و همدم و زندگی ام هستی،
چه بخواهی ، چه نخواهی تا ابد در قلب من هستی.
تو برایم بهترین هستی ، دنیا را نمیخواهم ، تو زندگی من هستی
 

 

حالا تو هستی و آسمانی پر ستاره
قلبم مثل گذشته تنها نیست ، نفس گرفته است دوباره
حالا تو هستی و دل پر از احساس من
تو در آن طوفان پر از درد شدی یک قایق نجات برای من

 

 

مرا تنها نگذار ، تازه گل همیشه بهاری مثل تو را پیدا کرده ام ، 
آنقدر در جاده های بی کسی گشته ام که همسفر مهربانی مثل تو را یافته ام 

 

 
نمیدانم در این زمانه باید به چه کسی دل بست ، این سوی زندگی من هستم ، 
آن سوی دیگر قلبهای مست.
دوباره قطره ای دیگر از اشک بر گونه ام نشست ، 
و باز هم شکست قلبی که به امید بودنت به انتظار فردا نشست .

 

 

اگر یاد تو نبود ، حال من از تنهایی گرفته بود ، اگر تو نبودی ، 
دلم به چه کسی خوش بود.
دلم به تو خوش است ، که تو هستی و دلم در پی تو است .