عاشقانه های مهدی لقمانی 1
مینویسم شعری در وصف تو ، عاشقانه هایم را مینویسم به عشق تو ، من که حس میکنم تو نیز دلتنگ منی ، درهای قلبم را بر روی همه بسته ام حالا که لحظه های زندگی را به یاد تو سر میکنم ، به عشق بودنت ، عشق را دوست دارم ، حالا من ماندم و دل عاشقم لبخند روی لبانم به شرط بودن تو ،دیوانه میکند مرا آن چشمهای زیبای تو... تو در قلب منی ، من در قلب تو ،
این هم حرف آخرم به تو: دوستت دارم بیشتر از دوست داشتنهای تو...
این روزها بدجور درگیر دل منی .
من که حس میکنم کار تو نیز دلتنگی و اشک ریختن است .
ارزش من پیش تو قدر تمام عالم است.
هنوز در شور و شوق این عشق به حقیقت پیوسته ام
وقتی که فکر میکنم که با توام
نه معنی تنهایی را میدانم و نه حس میکنم که خسته ام
دلتنگی معنا ندارد، حالا که به یادت تک تک ستاره ها را میشمارم ،
غصه خوردن دلیلی ندارد ، حالا که عاشقت هستم ،
تنهایی در قلبم جایی ندارد .
این خاطره هاست که اشک را از چشمانم سرازیر میکند
این یاد تو است که مرا وادار با خواندن خاطره ها میکند.
قلبم تکرار میکند گذشته های با تو بودن را ،
قلبم تکرار میکند کلام دوستت دارم را...
به عشق بودنت با تو بودن را دوست دارم
به عشق بودنت فریاد زدن را دوست دارم
میخواهم فریاد بزنم که تا دنیا دنیاست و آسمان بالای سر ماست
به عشق تو زندگی کردن را دوست دارم.
مدتهاست که با این دوری و فاصله ساخته ام ،
تو نیستی که ببینی از غم نبودنت هنوز خودم را نباخته ام.
بشنو صدای فریاد مرا ، ای خدا برسان به من یار مرا .
هر روز مست تو ام ، در این حال مستی ، باز هم در غم دوری توام.
لحظه ها میگذرد با بهانه های دل عاشقم
بهانه ی دیدن عشق ، خسته نمیشوم ، هر چه میخواهی بگو از عشق
کاش تا آخر زندگی تنها دردم ، همین درد باشد ، درد عشق!
چشمهایم خیره به چشمت ، دستم درون دستت ،
به خدا همیشه وفادار میمانم به عشقت.
ببار ای باران مهربانم ، قدم میزنم در زیر قطره هایت با یارم ،
مینویسم شعری در وصف تو و دلدارم.
بگذار سرنوشت را به این باور برسانیم
که تو نیمه ی گمشده ی منی و من نیمه ی دیگری از تو.
اشکهای من ، تو دور از منی و من در بستر غم
حرفی بزن به من ، اسم مرا صدا کن عشق من
صدا کن اسمم را ، که این رازیست برای آرامش دل من
به عشق این احساس،
عاشق بودن را دوست دارم
دلتنگی های من ، بی قراری های دل من ،
تویی تمام وجود من ، خودت را رها کن در آغوش من...
همیشه در قلبم بودی و هستی و خواهی بود
زمانی بود که قلبم در آرزوی داشتن تو بود
حالا به آرزویش رسیده است
قلبم تا ابد مال تو است
شعر «زندگی» از سهراب سپهری