اگر از وصف رخ یار نگویم چه کنم
اگر از سینه ی بیمار نگویم چه کنم
اگر از وصل تو دلدار نگویم چه کنم
از پس پرده رخت هوش و هواسم برده
اگر از وصف رخ یار نگویم چه کنم
روح عشاق تویی ، مونس و غمخوار تویی
اگر از مونس و غمخوار نگویم چه کنم
کرم از توست که من همنفس روضه شدم
اگر از یار وفادار نگویم چه کنم
صاحب تیغ دو دم جلوه ی حیدر داری
اگر از صفدر کرار نگویم چه کنم
تا قدم رنجه نمایی و بیایی آقا
اگر از مشک علمدار نگویم چه کنم
http://janatmahdi.blogfa.com/
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 11:38 توسط احمد رضا (امیر) ملک حسینی
|
شعر «زندگی» از سهراب سپهری