کمی درنگ ...
مگسي را كشتم
نه به اين جرم كه حيوان پليديست، بد، است
و نه چون نسبت سودش به ضرر يك به صد است
طفل معصوم به دور سر من مي چرخيد
به خيالش قندم
يا كه چون اغذيه ي مشهورش، تا به آن حد، گَندَم
اي دو صد نور به قبرش بارد ...
مگس خوبي بود
من به اين جرم كه از ياد تو بيرونم كرد
مگسي را كشتم...
http://www.ostadpanahi.blogfa.com/
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 10:26 توسط احمد رضا (امیر) ملک حسینی
|
شعر «زندگی» از سهراب سپهری