شعر رهبری ، آيت الله سيد علی حسينی خامنه ای


::: محراب جمكران :::


دلم قرار ندارد از فغان ، بی تو

سپندوار  ز کف داده ام عنان ، بی تو


ز تلخ کامی دوران نشد دلم فارغ

ز جام عیش لبی تر نکرد جان ، بی تو


چون آسمان مه آلوده ام ز تنگدلی

پر است سينه ام از اندوه گران ، بي تو


نسيم صبح نمي آورد ترانۀ شوق

سر  بهار   ندارند   بلبلان   ،   بي تو


لب از حكايت شبهاي تار مي بندم

اگر امان دهدم چشم خونفشان ، بي تو


چو شمع كشته ندارم شراره اي به زبان

نمي زند سخنم آتشي به جان ، بي تو


از آن زمان كه فروزان شدم ز پرتو عشق

چو ذرّه ام به تكاپوي جاودان ، بي تو


عقيق صبر به زير زبان تشنه نهم

چو يادم آيد از آن شكّرين دهان ، بي تو


گزارۀ غم دل را مگر كنم چو «امين»

جدا ز خلق به محراب جمكران ، بي تو


محراب جمکران ، شعر رهبری ، شعر محراب جمکران ، شعر آیت الله خامنه ای