ساده می میرد
دل از تحمل عشقت چه ساده مي ميرد
در آن زمان كه نگاهت بهانه مي گيرد
من و تو و يك آسمان وهم آلود
در اين كرانه صداي ترانه مي گيرد
ميان پر زدن خا طر ات سر در گم
دلم بهانه ي اشك شبانه مي گيرد
به شعله هاي ستاره قسم كه هر بيتم
نگاه مضطربت را نشانه مي گيرد
بيا به عهد جواني دوباره بر گر ديم
كه زندگي نفس جاودانه مي گيرد
+ نوشته شده در یکشنبه دوم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 19:50 توسط احمد رضا (امیر) ملک حسینی
|
شعر «زندگی» از سهراب سپهری