لالايي كن عزيزم!
همه چی توی دست سرنوشته
لالایی کن نبینی اشک من رو
نبینی خون دل رو، زخم تن رو
لالایی کن که شاید توی رویا
قشنگتر شن همه رسمای دنیا
لالایی کن که تو بیداری،
رو
لالایی کن تا منم آروم بگیرم
شاید وقتی که خوابیدی بمیرم
لالایی کن منم با تو می خوابم
که مثل عکسی کهنه توی قابم
لالایی کن چشات مثل ستاره
داره خاموش میشه از غم دوباره
لالایی کن که تب داره نگاهت
مثه من بگذر از
لالایی کن ،دل
بذار راحت بشی از درد دنیا
لالایی کن نترس که پیشتم من
بزن این
لالایی کن
که لعنت بر کسی که با تو این کرد
لالایی کن با هم آروم بگیریم
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۱ ساعت 11:47 توسط احمد رضا (امیر) ملک حسینی
|
شعر «زندگی» از سهراب سپهری