حدیث عشق
هرگز گمان مبر ز خیال تو غافلم ، گر مانده ام خموش ، خدا داند و دلم . . .
امواج زندگی حتی اگه تو را به ته دریا میبرد با آغوش باز پذیرا باش
آن ماهی که همیشه بر سطح آب میبینی " مرده " است . . .
اي پيتزاي قلبم اي کباب عشقم اي همبرگر قلبم و اي اسپاگتي افکارم بي تو فلافلم!!![]()
منو تو قلبت نگهدار مثل شعله تو زمستون
نزار از تو دور بشم باز بی تو قلبم میشه داغون
منو تو قلبت نگهدار حرف من یه التماسه
هیچ کسی بجز تو انگار قلبمو نمیشناسه
و را مي خواهمو دانم که هرگز به کام دل، در آغوشت نگيرم...تويي آن آسمان صاف روشن من اين کنج قفس مرغي اسيرم!
بي خوابي شب هايم را به چه تعبير کنم!
که شب ارامش نگاه تو را برايم زمزمه ميکند!
آرام بخواب که من بيقرار بيدارم
تا تو آرام بخوابي!
تو اگر باز کني پنجره اي سمت دلت٬ مي توان گفت که من چلچله لال توام ٬
مثل يک پوپک سرمازده در بارش برف، سخت محتاج به گرماي پر و بال توام . . .
برام دعا کن می خوام قلبمو عمل کنم. می خوام دریچه قلبم رو ببندم تا تو نتونی ازش بیای بیرون!
آرزوم بي تو محاله لحظه هام بي تو سواله
بي تو مقصد خيلي دوره راه عشقم بي عبوره
من نمي خوام تو خيالم بگمت عاشقت هستم
دوست دارم که راستي راستي حس کنم تو رو تو دستم
سفر برایم هیچ چیز به جز دلتنگی ندارد. اما زمانی به من آموخت برای بهتر دیدن عظمت و شکوه هر چیز باید قدری از آن دور شد!
پروانه ی احساسم در دامی افتاده که عنکبوتش سیر است... نه می تواند پرواز کند و نه بمیرد..!
اگر یه روزی توپت افتاد خونه ی همسایه و اون پارش کرد دلگیر نشو، چون یه دوستی داری که حاضره قلبش رو زیر پات بندازه تا با اون بازی کنی!
در راه رسيدن به تو گيرم كه بميرم
اصلا به تو افتاده مسيرم كه بميرم
يا چشم بپوش از من و از خويش برانم
يا تنگ در آغوش بگيرم كه بميرم
دوست دارم تو سخن گويي و من گوش كنم
غم دل را به كلام تو فراموش كنم
سينه بشكافم و قلبم به تو تقديم كنم
تا بداني كه فقط جاي تو در قلب من است
نگاهم کن که من محتاج آن چشمان دلتنگم
بگو با من دوباره راز مستی را
که من بی تو به یک دنیا شقایق دل نمی بندم

شعر «زندگی» از سهراب سپهری